عنوان: فرانکلین رئیس می‌شود
نویسنده: پالت بورژوا
تصویرگر: برندا کلارک
 مترجم: فرمهر منجزی
ناشر: پیک دبیران، 1392
تعداد صفحات: 28
گروه سنی: 6-9 سال

در داستان «فرانکلین رئیس می‌شود» اسم صمیمی‌ترین دوست فرانکلین خرس است. فرانکلین از دوستانش خواست با هم تیله‌بازی کنند. بعد از مدتی که خسته شد گفت: «بیایید مسابقه بدهیم.»
خرس با دلخوری گفت: «چرا تو همیشه بازی را انتخاب می‌کنی؟» فرانکلین توجهی نکرد.
مسابقه شروع شد. خرس از همه جلوتر می‌دوید، بعد غاز و دیگران و در آخر فرانکلین بود. فرانکلین فریاد زد: «آخرین نفر برنده است.»
خرس باز هم ناراحت شد. فرانکلین خسته شد و خواست بیس‌بال بازی کنند. خرس عصبانی شد و به فرانکلین گفت نمی‌خواهد با او بازی کند. فرانکلین نیز همین جمله را تکرار کرد و به خانه برگشت. در خانه
با اسباب‌بازی‌هایش قصری ساخت و یک ساعت بازی کرد اما بعد نمی‌دانست چه کاری می‌تواند انجام دهد. راه افتاد تا همبازی پیدا کند. دوستانش توی رودخانه شنا می‌کردند، فرانکلین به آن‌ها گفت، توپ بازی کنند و بعد شروع کرد به دستور دادن. خرس باز هم عصبانی شد و گفت نمی‌خواهد با فرانکلین بازی کند، بقیه هم حرف او را تأیید کردند.
فرانکلین قهر کرد و دوباره به خانه بازگشت. او تنها مانده بود. بعد از ظهر، فرانکلین و پدرش علف‌های هرز باغچه را کندند و بعد برای موش کورِ مریض شام بردند. او از پدرش پرسید که آیا با دوستش، موش کور، دعوا می‌کند؟ پدرش گفت: «بله؛ اما خیلی زود آشتی می‌کنیم.»
روز بعد، فرانکلین به‌تنهایی بازی کرد اما دلش برای دوستانش تنگ شده بود. راه افتاد تا از خرس معذرت‌خواهی کند. در راه خرس را دید. خرس هم آمده بود تا از او عذرخواهی کند. آن‌ها آشتی کردند و سراغ بقیۀ دوستانشان رفتند. قرار شد بیس‌بال بازی کنند. فرانکلین دوباره اصرار کرد که توپ زن باشد اما وقتی همۀ دوستانش اعتراض کردند قرار شد این‌بار در خط دفاع بازی کند.

شاید تابه‌حال کودکان زیادی را دیده باشید که شخصیت خودمحوری مثل فرانکلین در داستان «فرانکلین رئیس می‌شود» دارند و از دوستان یا اطرافیانشان انتظار دارند آن کاری را انجام دهند که آن‌ها دوست دارند. این شخصیت‌ها هنگامی‌که با مخالفت اطرافیان مواجه می‌شوند رفتار پرخاشگرانه از خود بروز می‌دهند و تسلیم شدن در مقابل آنان موجب می‌شود به این رفتار ادامه دهند.
در داستان «فرانکلین رئیس می‌شود»، اگر دوستان فرانکلین در برابر زورگویی‌های او ایستادگی نمی‌کردند، فرانکلین نمی‌توانست به پیامد رفتارش، یعنی نداشتن دوست و هم‌بازی، فکر کند. نکتۀ جالب داستان پرسشی است که فرانکلین با دیدن رفتار محبت‌آمیز پدر نسبت به دوستش، موش کور، طرح می‌کند، پاسخ پدرش باعث شد فرانکلین به فکر عذرخواهی بیفتد و حتی در این کار پیش‌قدم شود.
گفت‌وگو و ایجاد موقعیت‌هایی برای تفکر موجب می‌شود تا کودک بتواند دربارۀ رفتارش بیشتر فکر کند، وضعیت را تحلیل و همۀ جوانب را دقیق‌تر بسنجد. داشتن الگوی خوب (مانند پدر فرانکلین) نیز کمک می‌کند تا کودک دربارۀ درست یا غلط بود رفتارش بیشتر تفکر کند و در پی اصلاح آن برآید.
داستان‌هایی مانند داستان «فرانکلین رئیس می‌شود» هم می‌تواند الگوی خوبی برای کودکان باشد زیرا کودکان تجربۀ اندکی دارند و داستان‌های مرتبط با زندگی روزانۀ آن‌ها بر تجربۀ زندگی آن‌ها می‌افزاید. البته برای مؤثر واقع شدن داستان در زندگی کودک باید با او گفت‌وگو کنیم و مطمئن شویم که کودک نکات داستان را متوجه شده است.

شما می‌توانید از پرسش‌های زیر برای بحث و گفت‌وگو با کودکتان دربارۀ داستان «فرانکلین رئیس می‌شود» بهره ببرید.

  • چرا فرانکلین انتظار داشت دوستانش همیشه به حرف او عمل کنند؟
  • به نظر شما بعد از این که دوستان فرانکلین با او بازی نکردند، چه احساسی داشت؟ از این وضعیت راضی بود؟
  • چه چیز باعث شد فرانکلین تصمیم بگیرد که از دوستانش عذرخواهی کند؟
  • اگر شما به‌جای فرانکلین بودید چه رفتار انجام می‌دادید؟
  • تابه‌حال دوستی داشتید که همیشه بخواهد به حرفش گوش کنید؟ شما چه رفتاری با او داشته‌اید؟ آیا پس از برخورد شما، دوستتان تغییر کرده است؟