عنوان: دخترانی به زیبایی گل سرخ
نویسنده: مادونا
تصویرگر: جفری فالویماری
 مترجم: لیلا طاهری
ناشر: ایران‌بان، 1383
تعداد صفحات: 48
گروه سنی: 12-9 سال

در داستان «دخترانی به زیبایی گل سرخ» چهار دختر کوچولو به نام‌‌‌‌‌های نیکول، ایمی، شارلوت و گریس به دخترهای گل سرخ معروف بودند. آن‌ها به یک مدرسه می‌رفتند و در یک محله زندگی می‌‌‌‌‌کردند و همیشه با هم بودند. فقط یک مشکل وجود داشت، دختری بسیار زیبا به نام بینا در نزدیکی آن‌ها زندگی می‌کرد، او یک شاگرد فوق‌العاده و بااستعداد بود، اما همیشه غمگین بود و هیچ دوستی نداشت. تعریف دیگران از زیبایی و خوبی بینا حسادت گل‌های سرخ به او را برمی‌انگیخت. از نظر آن‌ها بینا همه چیزهای خوب دنیا را داشت و داشتن تمام این چیزها عادلانه نیست.
یک شب گل‌های سرخ مهمان خانه نیکول بودند، هنگام خواب، مادر نیکول وارد اتاق آن‌ها شد و گفت می‌خواهد دربارۀ موضوعی با آن‌ها صحبت کند. او از آن‌ها پرسید که چرا با بینا دوست نمی‌شوند؟ او تنهاست و به یک دوست خوب احتیاج دارد. هرکدام از دخترها بهانه‌ای آوردند، یکی گفت چون بینا خیلی ازخودراضی است، دیگری گفت چون اگر با ما باشد همه از او تعریف می‌کنند و چند بهانۀ دیگر. مادر نیکول از آن‌ها خواست که به حرف‌ها و رفتارهایشان فکر کنند. وقتی مادر بینا از اتاق‌خواب بیرون رفت گل‌های سرخ به فکر فرورفتند و بدون این که حتی یک کلمه بگویند چراغ اتاق را خاموش کردند و چهار نفری روی تخت به خواب رفتند. آن‌ها خواب دیدند که با هم به پیک‌نیک رفته‌اند و دربارۀ بینا صحبت می‌کنند و همان موقع پری مهربانی ظاهر می‌شود. پری به آن‌ها گفت که اگر دوست دارند جای بینا باشند او می‌تواند جایشان را با هم عوض کند. بچه‌ها به فکر فرورفتند. پری ادامه داد که البته اگر بخواهند اول آن‌ها را نامرئی کند و به خانۀ بینا ببرد تا آن‌ها از نزدیک با بینا و زندگی‌اش آشنا شوند. بچه‌ها کنجکاو شدند، آن‌ها خیلی دوست داشتند خانۀ بینا را ببینند. وقتی وارد خانۀ بینا شدند دیدند که او در حال شستن کف آشپزخانه است، در همین حین پدرش آمد و از بینا خواست بعد از تمام شدن کارش، شام درست کند. بینا پشت سر هم کارهای زیادی انجام می‌داد، شستن لباس، اتو کردن، و… .
نیکول از پری پرسید: مادرش کجاست‌؟ پری گفت: بینا مادر ندارد و به‌تنهایی با پدرش زندگی می‌‌‌‌‌کند. گل‌‌‌‌‌های سرخ اصلاً آمادگی روبه‌رو شدن با چیزهایی که دیدند را نداشتند. پری مهربان از آن‌ها پرسید حالا چه کسی می‌‌‌‌‌خواهد جای بینا باشد‌؟ اما کسی جواب نداد. آن‌ها از پری مهربان خواستند که آن‌ها را به خانه‌شان برگرداند تا کنار پدر و مادرشان باشند. فردای آن روز وقتی از خواب بیدار شدند قول دادند که از آن به بعد با بینا مهربان باشند و دیگر از زندگیشان شکایت نکنند. بعد از آن گل‌‌‌‌‌های سرخ با بینا دوست شدند و خیلی وقت‌‌‌‌‌ها به خانه‌اش می‌‌‌‌‌رفتند تا در کارها به او کمک کنند. آن‌ها از بینا کیک پختن را یاد گرفتند و متوجه شدند که بینا واقعاً دختری دوست‌داشتنی است و از آن به بعد مثل خواهر همراه یکدیگر ماندن. از آن به بعد هرکس این پنج دختر را می‌دید، می‌گفت: دخترهای گل سرخ، دخترهای زیبایی هستند و در آینده مادران فوق‌العاده‌ای هم خواهند شد.

همان‌طور که در خلاصۀ داستان «دخترانی به زیبایی گل سرخ» خواندید، دخترهای گل سرخ به علت توجه دیگران به بینا، به او حسودی می‌کردند و دوست داشتند خودشان دیده شوند. آن‌ها فکر می‌کردند چون بینا دختر فوق‌العاده‌ای است و همه دوستش دارند، باید دختری ازخودراضی باشد. صحبت‌های مادر نیکول باعث شد آن‌ها به برداشت‌ها و رفتارهایشان فکر کنند. دیدن وضعیت زندگی بینا نیز آن‌ها را به این نتیجه رساند که نمی‌شود بر اساس ظاهر دربارۀ خوش‌بختی، موفقیت و دیگر ویژگی‌های کسی نظر داد. دخترها قبل از دیدن وضعیت زندگی بینا فکر می‌کردند او به تنهایی تمام چیزهای خوب دنیا را دارد و در عوض به علت حسادت داشته‌های خود را نادیده گرفته بودند.
در انتهای داستان «دخترانی به زیبایی گل سرخ» به این نکتۀ جالب توجه برمی‌خوریم که وقتی با بینا دوست می‌شوند و دیگر حسادت نمی‌کنند، به نظر دیگران همه آن‌ها با هم دختران زیبایی هستند، چیزی که هر چهار دختر دوست داشتند باشند؛ یعنی به نظر می‌رسد زیبایی درون آن‌ها به زیبایی ظاهری آن‌ها افزوده است. برای کمک به کودکی که نسبت به دوستانش حسادت می‌ورزد، می‌توانید داشته‌ها و استعدادهایش را به او یادآور شوید و با استفاده از چنین داستان‌هایی می‌توانید با او به گفت‌وگو کنید و در همین هنگام، همزمان شناخت بیشتری نسبت به احساسات کودک یا نوجوان پیدا می‌کنید و هم کودک به فکر واداشته می‌شود و تلاش می‌کند خودش را بهتر بشناسد.

سؤال‌های زیر می‌توانند برای بحث دربارۀ داستان «دخترانی به زیبایی گل سرخ» انگیزۀ لازم را به وجود آورند.

  • در ابتدای داستان چه کسانی به دخترهای گل سرخ معروف بودند؟
  • دخترهای گل سرخ از چه کسی بدشان می‌آمد؟ چرا؟
  • مادر نیکول، به دخترهای گل سرخ چه چیزی گفت؟ آن‌ها چه جواب‌هایی دادند؟
  • اگر تو جای دخترهای گل سرخ بودی، رفتارت با بینا چطور بود؟
  • به رفتاری که دخترهای گل سرخ نسبت به بینا داشتند چه می‌گویند؟ نظرت دربارۀ این رفتار چیست؟
  • تابه‌حال دیدی که کسی مانند دخترهای گل سرخ به دوستانش حسادت ورزد؟ به نظرت چرا او حسادت می‌کند؟
  • در انتهای داستان، از نظر دیگران همۀ دختران گل سرخ زیبا بودند؟ به نظرت علت آن چیست؟