مفاهیم فلسفی در ادبیات کودک

متن سخنرانی دکتر مهری پریرخ در پیش نشست پنجم، اولین همایش ملی فلسفه برای کودک،

با موضوع ادبیات کودک و آموزش تفکر فلسفی به کودکان،

دانشگاه بین المللی امام رضا، 9 مهرماه 1403

مقدمه

مفاهیم فلسفی در ادبیات کودک، بیشتر مردم فلسفه را شامل مفاهیم و گزاره‌های پیچیده‌ای می‌دانند که در خور فهم برخی از بزرگسالان است. ولی هر روز در زندگی روزمره، ما با فلسفه و مفاهیم فلسفی سروکار داریم. بیشتر بچه‌های سنین زیر دبستان، ۳ و ۴ ساله و نوجوانان، به ویژه در آغاز نوجوانی، مفاهیم و مسائل فلسفی را مطرح می‌کنند. آن‌ها در مورد چهار فصل، تفاوت دختران و پسران، چرا کرم دست و پا ندارد؟ خورشید کجا می‌رود؟ ما چرا بوجود آمدیم؟ هدف زندگی چیست؟ پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند. بیشتر چراهایی که مطرح می‌کنند پرسش‌های فلسفی است. در این پرسش‌ها آنها به دنبال کشف روابط هستند، می‌خواهند حقیقت را کشف کنند و یا پیامدها را بیازمایند.

آیا آن‌ها فلسفی نمی‌اندیشند؟ اگر می‌گوییم فلسفی بیندیشند، یعنی آن‌ها درست و نادرست را بشناسند، درست اندیشیدن را بیاموزند، بدانند که اگر درست بیندیشند، چه پیامدی دارد و اگر انتخاب غلط داشته باشند، با چه نتایجی روبرو می‌شوند. لذت بردن از زندگی چیست؟ زیبایی‌های زندگی کدامند؟ منطق و عقلانیت را بیاموزند و در زندگی بکار برند.

چرا می‌خواهیم کودکان فلسفی بیندیشند؟

ما در مؤسسه کیهان دانش پاژ پیشین و کلینیک کیهان دانش پاژ کنونی چند سال است که با کودکان و نوجوانان برنامه‌های فبک را اجرا می‌کنیم، یعنی با آن‌ها مهارت خوب اندیشیدن را تمرین می‌کنیم. مهارت تفکر انتقادی، تحلیلی، خلاق و مراقبتی در برنامه‌ها مورد توجه است. هدف ما پرورش اندیشه‌ورزی در شرکت‌کننده‌ها است. ارتباط مداوم با آن‌ها و والدین آن‌ها نشان داد که زندگی مدرن و ساختار جدید خانواده‌ها، معنای زندگی را برای بیشتر آن‌ها کم رنگ کرده است. مفاهیم بنیادی و زندگی‌ساز روزمره برای آن‌ها معنای واقعی را ندارد. آن‌ها با مفاهیم آشنا هستند ولی معانی خاص خود را برای آن‌ها در نظر می‌گیرند. برای نمونه محبت، در نزد آن‌ها یعنی تمام اعضای خانواده باید به آن‌ها توجه کنند و خواسته آن‌ها، حتی خواسته غیرمنطقی، سریع برآورده شود. این ویژگی‌های آموخته شده مشکلاتی را در روابط آن‌ها بوجود آورده و چون امکان ندارد همه خواسته‌ها برآورده شود، آن‌ها پرخاشگر، متوقع و افسرده می‌شوند. به تدریج که بزرگ می‌شوند، برآوردن خواسته‌های کودکان و نوجوانان در توان و یا اختیار والدین نیست، آن‌ها ناامید و افسرده می‌شوند. یا اینکه بسیاری از کودکان و نوجوانان، آزادی فردی را رها بودن از هر قید و بندی می‌دانند. از این رو، آن‌ها همه امکانات و بهترین شرایط را برای خود می‌خواهند. آزادی فردی را استفاده از این لحظه و زمان حال به نفع خود در نظر می‌گیرند؛ به استقلال در تصمیم گیری اعتقاد دارند ولی این استقلال را به مفهوم انتخاب هر چه می‌خواهند بدون توجه به منطقی و عقلانی بودن آن تفصیر می‌کنند. آزادی فردی به چه قیمتی؟ به قیمت خود محوری، آزار دیگران، تخریب محیط زیست؟ و در برابر چه ارزش‌هایی بی‌احترامی به دیگران، از دست دادن محبت دیگران، به حاشیه راندن اخلاق و انسانیت؟

با دریافت این برداشت‌ها در نوجوانان، در برنامه‌ها، درک مفاهیم فلسفی و درک معنا را گنجانیدیم بدون اینکه بگوییم این تمرین‌ها یعنی فلسفیدن. در ابتدای دوره، برخی از آنان محبت را وظیفه والدین می‌دانستند چون آن‌ها را به دنیا آورده بودند، شادی را در خریدن موبایل آیفن، داشتن لباسی مانند دوست خود، دیدن یک فیلم خنده‌دار، خوردن یک غذای خوشمزه می‌دانستند، یعنی شادی‌های زودگذر. برای شروع گفتگو در مورد مفاهیم نیاز به یک آغازگر داشتیم. بنا بر تجربه، داستان گزینه خوبی بود. تجربه چندین سال کار با ادبیات کودک نشان داد که مفاهیم فلسفی در کتاب‌های کودکان و نوجوانان و حتی کتاب‌های تصویری به زیبایی، هنرمندانه و گاه خلاقانه بکارگرفته شده‌اند. بسیاری از نویسنده‌ها نه فیلسوف هستند نه روانشناس، نه جامعه‌شناس و یا متخصص علوم تربیتی، آن‌ها فقط قصه زندگی و رویدادهای آن را با قلم و تصاویر شگفت‌انگیز منتشر می‌کنند. چون زندگی سراسر فلسفه است، دور از انتظار نیست که داستان‌ها سرشار از مفاهیم فلسفی باشند. البته هدف دیگری هم در انتخاب ادبیات بود. نوجوانان امروز، به لطف فناوری، خیلی از خواندن دور شدند. شاید بردن کتاب به حلقه‌های گفتگو، آن‌ها را با کتاب آشتی دهد، در آن‌ها عادت به خواندن بوجود آورد و یا در شرایطی که با مشکل روبرو می‌شوند، سراغ این مشکل گشا و مشاور و آرام کننده بروند. در اینجا چند نمونه از مفاهیم فلسفی و کتاب‌های داستانی در رابطه با آن‌ها معرفی می‌شود.

داستان‌هایی با مفاهیمی فلسفی در مورد هستی و حقیقت

برخی از داستان‌ها مفاهیم پیچیده‌تری دارند که می‌توانند به چالش‌های کودک و یا نوجوان در مورد وجود، عالم هستی و حقیقت پاسخ دهند. مانند «چه کسی همیشه زنده است؟»، «درختی که مرده نشد»، «نقطه می‌خواست فرار کند»، «پسرک، موش کور و روباه»، «دنیا چقدر بزرگ است» و یا «حقیقت شکسته»

  • مهربانی

مهربانی، مفهومی ارزشمند و فلسفی است که همه ما در زندگی روزمره با آن روبرو هستیم. مهربانی زیربنای بسیاری از ارزش‌های دیگر مانند همدلی، بخشش و همیاری است. مهربانی پیش نیاز شادمانی است. به تجربه دیده شده کودکان امروز با یک جنبه این مفهوم ساده و روزمره آشنا هستند. آنها فقط توجه دارند که آیا به آنها توجه می‌شود یعنی مهربانی را دریافت می‌کنند. چون، در خانواده‌های کم جمعیت، همواره دریافت کننده مهربانی هستند، مهربانی کردن را وظیفه دیگران می‌دانند، فرصت یادگیری مهربانی کردن و چشیدن طعم شادی پس از آن را نداشتند. اگر مهربانی کردن را نیاموزند، غرور، خودخواهی، تک روی، تنهایی و در نهایت افسردگی نسیب آن‌ها می‌شود. داستان‌ها، بستر مناسبی برای آموختن مهربانی است. مانند «مهربانی بکاریم» یا «بهترین نان برای مهربان ترین حیوان»، «گنجشک من بدو بدو»، «یک دنیا دایره»، «مشت زن» یا داستان دنیا چقدر بزرگ است.

  • هویت و احساس تعلق

هویت یک مفهوم فلسفی است که به اینکه کیستیم، به کجا تعلق داریم، چه باورها و ارزش‌هایی برای ما مطرح است، چه هدفی در زندگی داریم و چگونه به آن دست خواهیم یافت نسبت داده می‌شود. نوجوانی سن توجه به هویت است. اگر هویت نوجوان خوب شکل نگرفته باشد، او به طرف گروهک‌ها وایدئولوژی‌های افراطی می‌رود و یا به دنبال هم شکل طلبی، از دوستان پیروی می‌کند و باورهای آن‌ها را می‌پذیرد، از خانواده دور می‌شود و بحران بوجود می‌آید. در این رابطه داستان‌های «ماه بود و روباه بود» و یا «پر» داستان‌های مناسبی هستند.

  • اعتماد به نفس و حس ارزشمندی

ارسطو، اعتماد به نفس و رشد را وابسته به هم می‌داند. او معتقد است اعتماد به نفس موجب رشد تدریجی می‌شود. کسانی که اعتماد به نفس و عزت نفس به دست آورده‌اند به حقیقت زندگی بیشتر آگاه هستند. فردی که با مطالعه و تجربه اندوزی آگاه شود، بهتر به عقلانیت می‌رسد و اعتماد به نفس بیشتری دارد. آگاهی و بهره‌گیری از آموخته‌ها، موجب حس ارزشمندی می‌شود.

سقراط می‌گوید اولین آگاهی ارزشمندی که باید به دست آورد، خودشناسی و آگاهی نسبت به خود است. آگاهی نسبت به توانمندی و ضعف‌ها اولین گام به سوی عزت نفس است.

هیوم، روشنفکر اسکاتلندی، معتقد است که عزت نفس برای بهره‌گیری از تمام توانمندی‌ها ضروریست. اگر به ارزش خود پی ببریم، انگیزه خوبی برای فعالیت داریم و می‌توانیم از تمام توانمندی‌ها استفاده کنیم. از جمله کتاب‌های داستانی که به مفهوم اعتماد به نفس و حس ارزشمندی پرداخته اند می‌توان به «بچه آدم»، «بغلم کن» و «کلید کوچولو» اشاره کرد.

گفته‌های ارسطو در مورد عقلانیت، اعتماد به نفس و رشد

  • جهان بینی

دید کلی انسان نسبت به جهان و رابطه او با عناصر طبیعی و یکدیگر را جهان بینی می گویند. بینش انسان نسبت به خود و نقش او در جهان هستی و رابطه او با تک تک موجودات جهان را به جهان بینی نسبت می‌دهند. روشن است که جهان بینی برداشت منطقی و عقلانی انسان از رابطه خود با عالم هستی است. بنابراین دیدگاه مثبت او را نسبت به وجود، هستی و رابطه‌ها نشان می‌دهد، به روابط علی توجه دارد و بر استدلال تکیه دارد. این افراد به طور معمول، مثبت نگر، منطقی و قانون مدار هستند و نسبت به مسؤلیت فردی و اجتماعی خود هوشیارند. آگاهی دارند و می‌کوشند بر پایه آگاهی و دانشی که به دست می‌آورند قضاوت کنند و تصمیم بگیرند.

جهان بینی به زندگی انسان معنا می‌دهد و او را از افسردگی و احساس بیهودگی دور نگه می‌دارد. در این رابطه می‌توان داستان «پشت دیوار بلند» قورباغه را معرفی کرد.

  • مرگ

مرگ واقعیتی انکار ناپذیر است. واقعیتی تلخ است که پذیرش آن مشکل است. همان‌طور که ارسطو گفته کسب آگاهی و دانش موجب عقلانیت می‌شود، آگاهی در مورد مفهوم مرگ می‌تواند پذیرش آن را راحت‌تر کند.

فیلسوف سنکا تأکید می کند که مرگ تا اندازه ای به انسان عزت می بخشد، زیرا نشان دهنده پایان یک زندگی است. بر این اساس، فردی که دچار غم و اندوه و بیماری می‌شود و در شرایط بدی می‌زید، خوب می‌داند که زندگی در شرایط بد ارزش زیستن ندارد؛ پس اگر از زندگی کناره می‌گیرد به این دلیل نیست که زندگی را دوست ندارد. این ایده سنکا را می‌توان در کتاب داستانی «مرگ بالا درخت» به خوبی مشاهده کرد. کتاب داستانی ایلیای کوچک، عزرائیل، به صورت فردی با شنل و کلاه سیاه نشان می‌دهد. او مهربان است و درک خوبی از موقعیت دارد. بنابراین، مرگ در نزد کودک وحشتناک جلوه نمی‌کند.

فشرده کلام

مفهوم فلسفه در بنیاد و ریشه، علاقه به دانستن و عشق به دانایی است. فلسفه اشتیاق به دانایی را افزایش می‌دهد. پس فلسفه در خود مفهومی ندارد. دلایل یک پدیده و چگونگی آن را مورد توجه قرار می‌دهد، با تردید و پرسشگری موجب درک مفاهیم دیگر می‌شود، دیدها را باز می‌کند و به آگاهی می‌افزاید. پس مفاهیم با کمک تفکر فلسفی آگاهی و دانش را افزایش می‌دهد. پرسشگری، که یکی از ابزارهای فلسفیدن است، می‌تواند ماهیت آن مفهوم، رابطه آن با سایر مفاهیم و نتایج کاربرد آن را مورد پرسش قرار دهد و درک عمیق آن را ممکن سازد. همان طور که پیشتر اشاره شد، فلسفه، خوب و بد را می‌شناساند، پس اخلاق و انسانیت در تفکر فلسفی و اندیشه ورزی مورد توجه است. در شرایط کنونی که بسیاری از مفاهیم اخلاقی جای خود را به ضد اخلاق داده اند، نیاز به شیوه تفکری داریم که این تفاوت را به کودک و نوجوان نشان دهد و آگاهی او را نسبت به یک زندگی آرام و لذت بخش افزایش دهد. ارزش‌های اخلاقی و انسانی سلامت جامعه، آرامش فردی وجمعی و موفقیت و زندگی سالم را در بر دارد.

برای آشنایی کودک و نوجوان با مفاهیمی که ارزش‌های اخلاقی و انسانی را در بر دارند، به اندیشه‌ورزی در بستری مطلوب و لذت بخش نیاز است. فبک اندیشه‌ورزی را می‌آموزد و ادبیات کودک بستر را فراهم می‌کند.