عنوان: خواهر بزرگ، خواهر کوچک
نویسنده:
شارلوت زولوتوف
تصویرگر:
محمد نیکفر
مترجم:
فریدون رحیمی
ناشر:
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1363.
تعداد صفحات:
15
گروه سنی:
7-9

خلاصۀ داستان «خواهر بزرگ، خواهر کوچک»

پدر و مادرِ دو دختر شاغل بودند و در نبود آن‌ها، خواهر بزرگ همیشه از خواهر کوچکش مراقبت می‌کرد و نمی‌گذاشت خواهر کوچک هیچ کاری را خودش انجام دهد، نمی‌گذاشت که خواهر کوچک از خانه دور شود، دوچرخه‌سواری کند، تنهایی به مدرسه برود، سوزن خیاطی را نخ کند و پارچه را بُرش بدهد، او حتی نمی‌گذاشت، خواهر کوچکش گریه کند و به او دستمال می‌داد تا فین کند.

از دید خواهر کوچک، خواهر بزرگش او را در هیچ کاری راحت نمی‌گذاشت و مرتب امر و نهی می‌کرد. اگرچه خواهر کوچک فکر می‌کرد، هیچ کاری در دنیا نیست که خواهر بزرگ نتواند انجام دهد اما می‌دانست که کارهایی نیز هستند که خودش بلد است و دوست دارد ‌آن‌ها را تنهایی انجام دهد. روزی خواهر کوچک از دست خواهر بزرگ و امر و نهی‌هایش کلافه شد، او از خانه بیرون رفت و میان علف‌ها پنهان شد، پس از مدت کوتاهی صدای خواهر بزرگ را شنید که دنبال او می‌گشت؛ ولی پاسخی نداد. خواهر کوچک در آن لحظه احساس می‌کرد که بالاخره برای خودش آدم بزرگی شده است.

چند لحظه بعد خواهر بزرگ دست از صدا کردن خواهر کوچکش برداشت و گریه سرداد، ولی کسی نبود تا او را آرام کند، این‌جا بود که خواهر کوچک برخاست و به او دستمال داد تا اشک‌هایش را پاک کند. ‌آن‌ها به خانه برگشتند و از آن پس خواهر کوچک فهمید که چگونه باید از خواهر بزرگ مراقبت کند و خواهر بزرگ یاد گرفت کی و کجا مراقب خواهر کوچکش باشد.

بحث و گفتگو دربارۀ داستان «خواهر بزرگ، خواهر کوچک»

در سن خاصی کودک علاقۀ بیشتری به استقلال خود در برابر دیگران نشان می‌دهد، او تلاش می‌کند همۀ کارهایی را که قبلا دیگران کمکش می‌کرده‌اند، خودش به تنهایی انجام دهد، مقاومت بزرگ‌ترها در برابر استقلال‌طلبی آنان ممکن است باعث بروز احساسات نارضایتی از خود و بی‌کفایتی شود.

در داستان «خواهر بزرگ، خواهر کوچک»، خواهر بزرگ‌تر با مداخله در تمام کارها، حتی کارهایی که خواهر کوچک، خودش هم می‌توانست انجام دهد سبب احساس نارضایتی در خواهرش می‌شد؛ گرچه در این مورد خواهر کوچک با مقاومت توانست خواهر بزرگش را متوجه نارضایتیش از این نوع برخورد کند و زندگی متعادل‌تری برای خود رقم بزند، اما در زندگی حقیقی برای بزرگ‌ترها یا والدینی که همیشه و همه‌جا به صورت افراطی مراقب کودکان خود هستند، مشکل به این آسانی حل نخواهد شد.

این والدین، کسانی هستند که از هر رفتار فرزند خود ایراد می‌گیرند و سعی می‌کنند همۀ کارها را خودشان انجام دهند، بدون توجه به این که کودک نیاز به کسب تجربه و یافتن استقلال دارد. آنان بر خلاف تصور خود، با این کار نه تنها کمکی به کودک نمی‌کنند بلکه فردی را به جامعه تحویل می‌دهند که به خودش اعتماد کافی ندارد و در انجام دادن کارهایش به دیگران وابسته است.

شما می‌توانید از سؤالات زیر برای بحث و گفتگو با کودکتان دربارۀ داستان «خواهر بزرگ، خواهر کوچک» بهره ببرید.

  • چرا خواهر بزرگ مراقب خواهر کوچک است؟
  • آیا خواهر کوچک از مراقبت خواهر بزرگ خوشحال است؟ چرا؟
  • خواهر کوچک چه کرد که توانست خواهر بزرگ را متوجه ناراحتیش کند؟
  • اگر شما جای خواهر بزرگ بودید چه می‌کردید؟
  • تا به حال کسی را دیده‌اید که احساسش مانند خواهر کوچک باشد؟ اگر جوابتان مثبت است، به نظر شما او چگونه می‌تواند مشکلش را حل کند؟