عنوان: شیر کوچولو بازیگر می شود (از مجموعۀ کلاس کوچولوها؛ 1)
نویسنده و تصویرگر: زوزا وربورآ
مترجم: اشرف کریمی
ناشر: قدیانی، کتاب‌های بنفشه، 1387
تعداد صفحات: 24
گروه سنی:
7-9 سال

خلاصۀ داستان «شیر کوچولو بازیگر می شود»

شیر کوچولویی به نام لئو، بازیگر خوبی بود و همۀ بچه‌ها دوست داشتند نمایش‌های او را تماشا کنند. او یک روز تصمیم گرفت برای نقش رابین هود در نمایش مدرسه، موهایش را با قیچی کوتاه کند اما موهایش را آن‌قدر کوتاه کرد که دیگر مویی برایش باقی نماند.

هنگامی که دوستان لئو دنبالش آمدند تا با هم به مدرسه بروند؛ متوجه شدند که شیر کوچولو ناراحت است. آن‌ها که حالا متوجه کوتاهی موهای لئو شده بودند، به او گفتند که اگر وانمود کند مانند رابین هود قهرمان و رهبر جنگل است، هیچ کس به شکل موهایش اهمیتی نمی‌دهد؛ شیر کوچولو بالاخره قبول کرد که با دوستانش به مدرسه برود.

در مدرسه، معلم از موهای لئو تعریف کرد؛ اما او فکر می‌کرد دوستان دیگرش با نگاهشان مسخره‌‌اش می‌کنند و این باعث می‌شد احساس کند مانند قبل بزرگ، قوی و محکم نیست؛ تا این که دوستش کانی گفت نباید فراموش کنی که تو بازیگر بزرگی هستی. این حرف کانی باعث شد لئو کمی فکر کند، صاف بنشیند و وانمود کند همانند رابین هود کمانش را کشیده تا تیر را رها کند.

زنگ تفریح چند نفر از هم‌کلاسی‌ها موهای لئو را مسخره کردند، اما او به ‌آن‌ها محل نگذاشت چون به فکر نقش خود در نمایش بود. هنگام اجرای نمایش، از میان کسانی که برای نقش رابین هود آماده شده بودند، لئو انتخاب شد، چون او خیلی زود توانست اعتماد به نفسش را به دست آورد و با صدای بلند و واضح نقش رابین هود را اجرا کند. لئو تصمیم گرفت موهایش را همین‌طور نگه دارد چون گمان می‌کرد که این کار به بازی او کمک خواهد کرد.

بحث و گفتگو درباره داستان «شیر کوچولو بازیگر می شود»

کودکان باید بدانند که وجودشان باارزش است و دیگران به خاطر توانایی‌هایشان به آنان احترام می‌گذارند نه برای ظاهر، پول یا موقعیت‌هایشان. دانستن این نکته باعث می‌شود وقتی کودکی دچار مشکلی در یکی از این زمینه‌ها شود، دربارۀ خودش بر اساس نظر دیگران قضاوت نکند و در نتیجه دچار اضطراب نشود و خود را از دیگران پنهان نکند.

در داستان «شیر کوچولو بازیگر می شود»، لئو ابتدا پس از دیدن کوتاهی زیاد موهایش، اعتماد به نفسش را از دست داد. او از تحقیر و تمسخر دیگران می‌ترسید تا جایی که حتی می‌خواست به خاطر این ظاهر جدید، مهم‌ترین آرزویش، یعنی بازی در نقش رابین هود، را از دست بدهد، اما دوستانش به موقع به او یادآوری کردند که ارزش اصلی شیر کوچولو به ظاهرش نیست بلکه به توانایی‌هایش، باورهای درست و رفتارش است.

شیر کوچولو، پس از این که دوستانش هدف و توانمندی او را به یادش آوردند، به خود آمد و این حس ارزشمندی باعث شد که دیگر به تمسخر دیگران اهمیت ندهد و فقط به هدفش فکر کند. به همین دلیل در نمایش هم به خوبی درخشید.

مشکل لئو ممکن است برای بسیاری از کودکان نیز پیش آید که اعتماد به نفس خود را بر اثر یک تغییر کوچک یا موقعیت جدید از دست بدهند. مهم‌ترین نکتۀ داستان «شیر کوچولو بازیگر می شود» همین است که گرچه کودک و نوجوان مشکلات و ناتوانی‌هایی دارد، اما نباید ویژگی‌های مثبتش را نیز فراموش کند. والدین و مربیان می‌توانند دربارۀ نقطه ضعف‌ها و باورهایی که کودک دربارۀ خودش دارد با او گفتگو کنند تا ویژگی‌هایش برایش آشکارتر شود و در موقعیت‌های متفاوت، آن‌قدر هویتش را خوب بشناسد که بتواند حتی از ضعف‌هایش نیز به نفع خود استفاده کند.

برای استفاده از داستان «شیر کوچولو بازیگر می شود» در بحث و گفتگوهایتان می‌توانید از پرسش‌های زیر بهره ببرید:

  • لئو چکار کرد که دوست نداشت در نمایش شرکت کند؟
  • دوستان لئو وقتی او را دیدند چه رفتاری داشتند؟ آن‌ها چه چیزی به شیر کوچولو گفتند؟
  • لئو در نمایش مدرسه چطور بازی کرد؟ او چگونه توانست موفق شود؟
  • اگر تو جای لئو بودی چه می‌کردی؟
  • تا به حال کسی را دیده‌ای که مشکلی شبیه شخصیت این داستان داشته باشد؟ آن شخص چطور با مشکلش برخورد کرد؟
  • چه رفتارهایی از دیگران باعث می‌شود فکر کنی که سایر دوستان و یا خانواده از تو توانمندتر هستند؟
  • چه توانایی‌هایی داری؟ کدام ویژگی‌ات را بیشتر دوست داری؟
  • در چه زمینه‌ای دوست داری قوی‌تر شوی؟