عنوان: مثل یک ببر بخواب
نویسنده: مری لوگ
تصویرگر: پاملا زاگارنسکی
مترجم: نسرین وکیلی
ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی، کتاب‌های پرندۀ آبی، 1399
تعداد صفحات: 37
گروه سنی: 6-8 سال

یک شب دختر کوچولوی داستان «مثل یک ببر بخواب» به پدر و مادرش گفت که چون خسته نیست، نمی‌خوابد. آن‌ها هم قبول کردند و گفتند ولی لباس خوابت را بپوش. دختر کوچولو لباس خواب موردعلاقه‌اش را پوشید اما هنوز سرحال بود. پدر و مادرش خواستند مسواک بزند و صورتش را بشوید. دختر کوچولو بعد از این کار احساس خوب تمیزی داشت. بعد چون عاشق تختش بود رفت روی تخت گرم و نرمش آرام گرفت. از پدر و مادرش پرسید: «تو دنیا همه می‌خوابند؟» آن‌ها گربه‌شان که خوابیده بود را نشان دادند و گفتند حتی گربه‌ها. دختر کوچولو دربارۀ خفاش‌ها پرسید، پدر و مادر گفتند که آن‌ها روزها می‌خوابند. دختر کوچولو یکی یکی دربارۀ نهنگ‌ها، حلزون‌ها و خرس‌های قهوه‌ای هم پرسید و پدر و مادر دربارۀ هرکدام توضیح دادند که چه‌طور می‌خوابند.

دختر گفت حتی ببرها هم وقتی دنبال شکار نباشند می‌خوابند تا همیشه قوی بمانند. پدر و مادر خواستند برق را خاموش کردند و بروند ولی دختر گفت که هنوز خوابش نمی‌آید. آن‌ها هم گفتند عیب ندارد و می‌تواند تمام شب بیدار بماند. دختر آن‌قدر مثل گربه تکان خورد، مثل خفاش دست‌هایش را جمع کرد، مثل نهنگ چرخ زد، مثل حلزون گرد شد، مثل خرس گلوله شد تا این که مثل ببر خوابش برد.

گاهی کودکان همچون داستان «مثل یک ببر بخواب» به دلایلی مثل هیجان، انرژی زیاد و… میلی به خواب نشان نمی‌دهند. در حالی که خوابیدن به موقع برای سلامت جسم و روان خودشان ضروری است و علاوه بر آن زندگیشان را نظم می‌بخشد؛ اگر دانش‌آموز باشند این نظم در خواب اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند زیرا کم خوابیدن و خستگی در رشد، یادگیری و تصمیم‌گیری در فعالیت‌ها اختلال ایجاد می‌کند. این شرایط تناقضی بین خواستۀ کودک و نیاز ضروری جسمی و روانی او به وجود می‌آورد اما اصرارهای مداوم یا دعوای والدین با کودک نیز ممکن است باعث واکنش‌های نامناسبی شود.

داستان «مثل یک ببر بخواب» نمونۀ خوبی از برخورد منطقی والدین با کودک بدخواب است. دختر کوچولو چندین بار تأکید می‌کند که نمی‌تواند بخوابد و مادر و پدر فشاری برای این کار به او وارد نمی‌کنند، بلکه از راه‌هایی که خود دختربچه دوست دارد او را به سوی خوابیدن هدایت می‌کنند. آن‌ها یک برنامۀ منظم و منطقی پیش از خواب را به صورت غیرمستقیم پیشنهاد می‌کنند که شامل لباس مناسب پوشیدن، مسواک زدن و شستن صورت به منظور تمیز و سبک شدن و رفتن به تخت‌خواب می‌شود. در نهایت هم تخت نرم و راحتی که خود کودک دوست دارد، بیشتر او را به دراز کشیدن و آمادۀ خواب شدن تشویق می‌کند.

سپس پدر و مادر در طی یک گفت‌وگوی محبت‌آمیز فرزندشان را به فکر کردن دربارۀ خواب هدایت می‌کنند، از گربه‌ای که در خانه دارند شروع می‌کنند و در ادامه دربارۀ حیوانات دیگری مثل نهنگ و حلزون که کودکشان دوست دارد، با دختر کوچولو گفت‌وگو می‌کنند تا ذهنش را آمادۀ خوابیدن کنند. زمانی که می‌بینند دخترشان از لحاظ ذهنی خوابیدن را قبول کرده است اما هنوز نمی‌تواند بخوابد، شرایط را با تاریک کردن اتاق آماده‌تر می‌کنند. دختر کوچولو هم آن‌قدر جابه‌جا می‌شود تا بالاخره خوابش می‌برد.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر می‌تواند داستان را برای خودش تحلیل کند و در شرایط مناسب از تجربه‌های شخصیت‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ داستان «مثل یک ببر بخواب» باشد.

  • چرا دختر کوچولو خوابش نمی‌برد؟
  • آیا پیش آمده است که تو هم مثل دختر کوچولو خوابت نبرد؟ چرا؟
  • تو قبل از خوابیدن معمولا چه‌کار می‌کنی؟
  • چرا همۀ موجودات می‌خوابند؟ خواب چه فایده‌ای برایشان دارد؟
  • تو اگر خوابت نبرد، چه‌کار می‌کنی؟
  • فکر می‌کنی نخوابیدن چه تأثیری می‌تواند بر بدنمان بگذارد؟