عنوان: وای از این تقلیدها!
نویسنده: ننسی کرولیک
مترجم: روجا خداپرست
ناشر: نشر هیرمند، 1392
تعداد صفحات: 88
گروه سنی: 8-14 سال
خانم «درکمن»، معلم کلاس سوم الف، شاگرد جدیدی به نام «بکی» را به دانشآموزان خود معرفی کرد. بکی تازهوارد بود و دوستی نداشت. او میخواست خیلی سریع دوست پیدا کند، برای همین کارهای یکی از همکلاسیهایش به نام «سوزان» را تقلید میکرد تا توجه او را به خود جلب کند و از این طریق سوزان را به دوستی با خود ترغیب کند؛ اما سوزان به خاطر تقلیدهای بکی، خیلی از او بدش آمده بود و علاقهای به دوستی با او نداشت.
روزی خانم درکمن از شاگردانش خواست تا موضوعی برای تحقیق خود ارائه دهند. بکی موضوع تحقیق سوزان را زودتر از او بهعنوان موضوع خود به معلم ارائه داد. این کار بکی سوزان را بسیار عصبانی کرد، خانم درکمن موضوع دیگری برای تحقیق به سوزان داد.
در روز ارائۀ پژوهش، همکلاسی دیگر بکی و سوزان «کیتی کازو» که گاهی با باد جادویی تبدیل به شخص دیگری میشود، ناگهان تبدیل شدن به بکی. کیتی کازو که از پژوهش بکی اطلاعی نداشت، نتوانست بهدرستی ارائه دهد و بکی به دردسر افتاد. البته چون بکی شاگرد جدید کلاس بود خانم درکمن فرصت دیگری به بکی داد.
این بار بکی تصمیم گرفت از سوزان تقلید نکند و به موضوعی که در آن مهارت داشت بپردازد، پس موضوع ژیمناستیک را برای انتخاب کرد و در روز ارائه، علاوه بر توضیح دربارۀ ورزش ژیمناستیک، چند حرکت هم برای همکلاسیهایش اجرا کرد. بچهها با دیدن این حرکات مجذوب این ورزش و همچنین بکی شدند. بنابراین در زنگ تفریح از او خواستند که بیشتر دربارۀ این ورزش برای آنها توضیح دهد و همین موضوع باعث شد تا بکی بتواند دوستهای زیادی پیدا کند.
سن 7 تا 11 سالگی، که کودکان به دبستان میروند، سن دوستیابی است. در این سن کودکان برای جلب رضایت دوستانشان یا جلبتوجه آنها، سعی میکنند از آنها تقلید کنند. گاهی اوقات تقلید موجب میشود که فرد تواناییهای خود را نادیده بگیرد و خود را به شکل دیگران که ممکن است دوست، معلم یا غیره باشند دربیاورد.
در داستان «وای از این تقلیدها!» تصور بکی از دوستیابی این بود که باید وجه اشتراک زیادی با دوستش داشته باشد، به همین دلیل سعی کرد با تقلید از سوزان، به او نشان دهد که شباهت زیادی باهم دارند و میتوانند دوست همدیگر باشند. اما این کار بکی، همانطور که در داستان اشاره شد، سوزان را آزار میداد. در شرایط خاصی جای بکی با یکی از همکلاسیهایش عوض شد و این وضعیت به او نشان داد که از موضوع و شرایط دیگری اطلاع نداشتن و چشمبسته کارهای دیگران را تقلید کردن میتواند باعث دردسرش شود، بنابراین، تصمیم میگیرد که دیگر از سوزان تقلید نکند و روی موضوع خودش کار کند.
نکتۀ جالب اینجاست که وقتی بکی با اعتمادبهنفس در موضوع موردعلاقه و مرتبط با خودش کار میکند، توانائیهایش بهتر مشخص میشود و به همین دلیل دوستان زیادی نیز پیدا میکنند. همانطور که گفته شد، کودکان در این سن به دنبال پیدا کردن دوست هستند، پس داستانهایی مانند «وای از این تقلیدها!»، میتواند معیار خوبی به آنها برای دوستیابی و ابراز خود بدهد.
پس از خواندن داستان «وای از این تقلیدها!»، با کودکتان به صحبت بنشیند و دیدگاه او دربارۀ شخصیتهای داستان را بپرسید. پرسشهای زیر انگیزۀ بیشتری برای بحث در این زمینه به وجود میآورد.
- چرا بکی از سوزان تقلید میکرد؟
- به نظر تو آیا کار بکی درست بود؟ اگر تو جای بکی بودی چه میکردی؟
- چه چیزی باعث شد که بکی تصمیم بگیرد دیگر از سوزان تقلید نکند؟
- به نظرت تقلید کردن یعنی چه؟
- تابهحال کسی از تو تقلید کرده است؟
- تو اگر میخواستی با کسی دوست شوی، چهطور رفتار میکردی؟

درج دیدگاه