عنوان: نوبت نان
نویسنده: سید محمد مهاجرانی
تصویرگر: آمنه اربابون
ناشر: قدیانی، کتاب‌های بنفشه، 1394
تعداد صفحات: 16
گروه سنی: 7-8 سال

خلاصۀ کتاب نوبت نان

نادر جلوی تلویزیون منتظر بود تا بازی فوتبال شروع شود. مادر به او گفت که قبل از شروع بازی به نانوایی برود و نان بخرد. نادر به نانوایی رفت اما خیلی شلوغ بود و ممکن نبود بتواند قبل از شروع بازی به خانه برسد. او که دوستش رضا را در نانوایی دید، به رضا گفت که مادرش را در راه دیده و از او خواسته است تا به رضا بگوید چهار تا نان بخرد. پیرمردی که بعد از رضا در صف نان بود پس از شنیدن حرف‌های نادر به او لبخند زد.

رضا که کمی تعجب کرده بود، با این که تنها پول دو تا نان داشت از نانوا خواهش کرد که به او چهار تا نان بدهد، بقیۀ پول را خیلی سریع برایش خواهد آورد. نانوا هم قبول کرد. در راه نادر به دنبال رضا رفت و وقتی به خانۀ رضا نزدیک شدند، نادر به او گفت که چون می‌خواسته است بازی فوتبال را تماشا کند به او گفت چهار تا نان بخرد. بعد هم خواست تا دو تا از نان‌ها را به او بدهد. رضا از کار نادر ناراحت شده بود اما نان‌ها را به او داد.

در همین موقع پیرمردی که در نانوایی بود نادر و رضا را دید و لبخند زد. رضا به نادر گفت که پیرمرد بعد از او در نانوایی بود و نان به او نرسیده است. رضا با دیدن پیرمرد دلش گرفت و به نادر گفت که حداقل یکی از نان‌ها را به او بدهد. نادر به سمت پیرمرد رفت و یکی از نان‌هایش را به او داد و وقتی به خانه رسید دید که پدرش هم یک نان خریده است. نادر لبخندزنان به سمت تلویزیون دوید.

گفت‌وگو دربارۀ کتاب نوبت نان

در یادداشت پرورش هوش اخلاقی در کودک و نوجوان گفتیم کودکی که در او هوش اخلاقی رشد یافته باشد، در تمام مراحل زندگی اخلاقی رفتار می‌کند. کتاب نوبت نان تفاوت رفتار دو نوجوان در یک اتفاق را نشان می‌دهد. رضا نوجوانی است که هوش اخلاقی‌اش رشد یافته و بینش اخلاق‌مدار او دربارۀ ماجرا موجب شد نادر نسبت به کار خودش فکر کند و در پی جبران اشتباهش برآید. اگر رضا هم مانند نادر فقط از این که مشکل خودش حل شود، بتواند نان بخرد و به موقع برنامۀ فوتبال را ببیند راضی بود، رفتار نادرست و غیراخلاقی نادر تقویت می‌شد. اما چون رضا به معیارهای اخلاقی معتقد است، از هوش اخلاقی خود استفاده کرد و به دوستش کار درست، یعنی دادن یک نان به آن مرد را پیشنهاد می‌دهد. البته نادر هم با پذیرش سریع این پیشنهاد نشان داد که اعتقاد به اصول اخلاقی دارد. از طرف دیگر، پیرمردی که در صف نانوایی منتظر بود، وقتی متوجه شد دوتا از نان‌ها برای نادر است، که در صف جا زده و دروغ گفته، می‌توانست اعتراض کند و رفتار نامناسبی داشته باشد ولی با لبخند خود به دو نوجوان درس اخلاق داد.

نادر برای رسیدن به هدف خودش، یعنی رسیدن به زمان پخش برنامۀ موردعلاقه‌اش، ناآگاهانه حقوق دیگران را زیر پا گذاشت و دروغ گفت. هوشیاری رضا و لبخند آموزندۀ پیرمرد او را نسبت به مسئولیت خود در برابر اصول اخلاقی آگاه کرد. در زندگی روزمره اتفاق‌های مشابه کتاب نوبت نان، برای کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان رخ می‌دهد. در چنین شرابطی والدین الگوی رفتاری مناسبی برای آموزش رفتار اخلاق مدار و آگاه‌سازی فرزندانشان برای بهره‌گیری از هوش اخلاقی هستند.

برای نمونه سه نوع الگوی رفتاری را در همین زمینه بین والدین می‌توان تصور کرد که این فرهنگ را در کودک درونی می‌کند. کودک با شوق و افتخار ماجرای جلو زدن در صف نانوایی یا کاری مشابه را تعریف می‌کند. او با این کار توانسته است سریع‌تر و آسان‌تر از ان که انتظار می‌رفت کارش را تمام کند برای همین منتظر تشویق می‌ماند. والدین چه رفتار نسبت به او خواهند داشت؟

1- نسبت به این عمل، بی‌تفاوت هستند؛

2- کودک خود را تشویق می‌کنند، چون سریع‌تر کارش را انجام داده است و او را زرنگ و باهوش می‌نامند؛

3- رفتاری مانند رضا نشان می‌دهند و کودک را متوجه اشتباهش می‌کنند و بعد به او کمک می‌کنند تا بتواند کارش را جبران کند.

والدینی که نسبت به عمل کودک بی‌تفاوت هستند گرچه مانند گروه دوم رفتار اشتباه کودکشان را تقویت نمی‌کنند، اما باعث می‌شوند کودک به اشتباهش پی نبرد و ممکن است تا آخر عمرش این رفتار را از جمله ویژگی‌های برجستۀ خودش بداند، زیرا بازخورد بدی دریافت نکرده است. گروه دوم مشوق کودک و نوجوان هستند و رفتار غیراخلاقی فرزندشان را تقویت می‌کنند. چنین کودکانی ناآگاهانه حتی در بزرگسالی کارهای غیراخلاقی را درست می‌دانند زیرا ساختار ذهنی نادرستی در آن‌ها شکل گرفته است.

والدین گروه سوم کمک می‌کنند کودک با معیارهای اخلاقی عملی در زندگی روزمره آشنا شود. بنابراین آموزش اخلاق از راه نصیحت، که کم‌ترین تأثیر را دارد، انجام نمی‌شود، بلکه در عمل رخ می‌دهد و هوش اخلاقی را در فرد پرورش می‌دهد.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر ماجراها را برای خودش تحلیل می‌کند تا در شرایط مناسب از آن‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ کتاب نوبت نان باشد.

  • نادر برای این که بتواند به تماشای فوتبال برسد در نانوایی چه کار کرد؟
  • رضا پس از این که متوجه شد نادر به او دربارۀ خرید نان دروغ گفته است، چه احساسی داشت؟
  •  نادر پس از این که با صحبت‌های رضا فهمید به پیرمرد نان نرسیده است، چه کرد؟
  • آیا تابه‌حال پیش آمده است که کسی نوبت را رعایت نکند و حق تو را پایمال کند یا دروغ بگوید؟ در آن هنگام چه احساسی نسبت به او داشتی؟
  • آیا تابه‌حال دیده‌ای که یکی از نزدیکانت کار غیراخلاقی‌ای، مانند نادر، کرده باشد؟ چه آسیبی به خودش و دیگران زد؟ دیگران چه واکنشی داشتند؟ به نظرت چگونه می‌تواند کار خود را جبران کند؟

تماس با ما

اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، می‌توانید برای تعیین وقت و گفت‌وگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:

09150708580