زمان: یک‌شنبه، 20 مهر 1404، ساعت 12
مکان: مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، تالار دکتر کوهستانی
سخنران: دکتر مهری پریرخ

شرح سخنرانی «فرهنگسازی در تربیت فرزند» به مناسبت روز ملی کودک

دکتر مهری پریرخ، استاد پیشکسوت گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر کلینیک کیهان دانش پاژ، به پیشنهاد شورای فرهنگی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی با مشارکت دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، به‌عنوان یکی از سخنرانان در میز گرد تخصصی راه‌های انتقال فرهنگ به کودکان حضور یافتند.

دکتر پریرخ در این نشست که به تاریخ 20 مهرماه 1404 برگزار شد ابتدا دربارۀ مفهوم فرهنگ صحبت کردند و گفتند که فرهنگ معیارها و ارزش‌هایی است که باور مشترک را می‌سازد و چراغ راه و مبنای انتخاب‌های کودک و نوجوان در زندگی می‌شود. در واقع فرهنگ چیزی نیست که به کودک ارث برسد، بلکه کودک آن را می‌آموزد. در این میان خانواده عامل اصلی فراگیری فرهنگ است. کودک و نوجوان از دو روش مشاهدۀ رفتار والدین و آنچه به آن‌ها گفته می‌شود با فرهنگ خانواده آشنا می‌شوند. غیر از خانواده، عوامل دیگری از جمله جامعه، اطرافیان، رسانه‌ها و کتاب‌ها بسترهایی هستند که عامل فراگیری فرهنگ می‌شوند. توجه به فرایندهای فرهنگ‌سازی اهمیت دارد زیرا فرهنگ عامل رشد، شناخت هویت و عزت نفس است.

دکتر پریرخ فرهنگ را از نظر ماهیت، دو بخش دانستند: فرهنگ غنی و انسان‌محور، فرهنگ سمی و آسیب‌رسان.

فرهنگ غنی باعث رشد فردی و جمعی، آزاداندیشی و اختیار، احترام متقابل، مهربانی، همگرایی و همیاری می‌شود، در نتیجه مسئولیت فردی و اجتماعی را تقویت می‌کند.

در مقابل فرهنگ سمی و آسیب‌رسان رفتارهایی مثل پرخاشگری، بی‌احترامی، فردگرایی، خرافات، بدرفتاری، بدزبانی، زورگویی و کنترل‌گری را رواج می‌دهد.

پس از این، دکتر پریرخ نقش خانواده را در پرورش فرهنگ انسان‌محور بسیار مهم دانستند و گفتند در صورتی که خانواده‌ای کمال‌گرا فرزندان را  فقط در درس، ورزش و هنر تشویق کند، با انجام دادن بعضی کارهای کودک و فراهم کردن افراطی نیازهای او اجازۀ فکر و تلاش را به کودک ندهد، فرزندشان فردی خودمحور، خودخواه و منفعل خواهد شد. چنین روشی فرهنگ بهره‌جویی از دیگران بدون تلاش و همدلی در کودک پرورش می‌دهد. همچنین اگر پیاپی به کودک برای انجام کارها گوشزد شود و دائم به او بگویند این کار را بکن و آن کار را نکن، فرهنگ کنترل شدن یا کنترل کردن را در آن‌ها رشد می‌دهند. افرادی با چنین فرهنگ‌هایی در آینده به احتمال زیاد مشکلاتی چون حس حقارت، اعتمادبه‌نفس پایین و پرخاشگری به‌وجود می‌آورد و چون فرد حس ارزشمند بودن ندارد، نمی‌تواند برای خود هویتی در نظر بگیرد.

در مقابل اگر خانواده فرهنگ مثبت و غنی را پی گرفته باشد، می‌داند که باید به‌جای تحکم، دستور و نصیحت، از روش گفت‌وگوی صبورانه و مهربانانه استفاده کند. کودک در چنین خانواده‌ای با عقل و منطق آشنا می‌شود و مهربانی و همدلی می‌آموزد. در نتیجه ویژگی‌هایی مثل کمک به دیگران، فعالیت و تلاش همراه با احترام به عقاید دیگران را در زندگی دنبال می‌کند. چنین فردی با احساسات و منطق رشدیافته می‌تواند آزادانه نظر دهد و رابطۀ دوستانه‌ای با والدینش داشته باشد.

سخنرانی «فرهنگسازی در تربیت فرزند» با اشاره به فرهنگ‌سازی‌های آسیب‌رسانی که هر فرد تا بزرگسالی نیز ممکن است با آن‌ها روبه‌رو شود پایان یافت. دکتر پریرخ توضیح دادند که تأثیرپذیری از تبلیغات منفی، گرایش به افراد شاخص و… بر کسانی که در کودکی به درستی تربیت شده‌اند و رشد کرده‌اند تأثیر کمتری می‌گذارد زیرا از اعتمادبه‌نفس و عزت نفس کافی برخوردار هستند و می‌دانند چه‌طور باید مسیرشان را بر مبنای معیارهای درست ارزش‌گذاری کنند.