عنوان: خانم کوچیک (گویش فارسی-همدانی: خانم کوچوگ)
بازنویس: بهناز ضرابی‌زاده
تصویرگر: تکتک دهقان
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1393
تعداد صفحات: 44
گروه سنی: 8-12 سال

خلاصۀ کتاب خانم کوچیک (خانم کوچوگ)

در روزگار قدیم بازرگانی به همراه همسر خود در گوشه‌ای از این سرزمین زندگی می‌کردند. آن‌ها با هم زندگی خوبی داشتند. زن بازرگان زنی مهربان و باهوش بود، اما یک عیب بزرگ داشت و آن هم این بود که تنبل و بی‌حوصله بود. هر بار که بازرگان به سفر می‌رفت زن نیز به خانۀ پدر و مادرش می‌رفت و برای خودش می‌خورد و می‌خوابید. یک بار بازرگان که فکر کرد همسرش به خانه مادرش رفته در خانه را از بیرون قفل کرد و رفت اما زن در زیرزمین بود. او متوجه شد که نمی‌تواند از خانه بیرون رود، پس تصمیم گرفت تا آمدن همسرش در خانه بماند. چون تنها بود با کمی پارچه و چوب یک عروسک کوچک درست کرد تا مونسش باشد. نام او را خانم کوچیک گذاشت.

صبح روز بعد با خودش گفت: «حالا خانم کوچیک با خودش می‌گوید عجب زن شلخته‌ای». برای همین حیاط را آب و جارو کرد. بعد از آن با خود گفت حتما خانم کوچیک می‌گوید ظهر شده و از ناهار خبری نیست. پس ناهار درست کرد. زن همین‌طور که با خانم کوچیک صحبت می‌کرد و از باغچۀ خانۀ کودکی‌اش تعریف می‌کرد، متوجه شد خانم کوچیک حرکت کرد و شروع کرد به حرف زدن. خانم کوچیک به زن گفت که الان هم می‌تواند یک باغچه پر از گل درست کند. زن دست به کار شد و یک باغچۀ زیبا پر از گل درست کرد. روز بعد که در حیاط نشسته بود متوجه شد که کبوتری روی دیوار نشسته است و لنگ می‌زند. خانم کوچیک از او خواست تا به کبوتر کمک کند. زن روی پای کبوتر مرهم گذاشت و به او آب و دانه داد.

از آن روز به بعد او پس از بیدار شدن به کبوتر رسیدگی می‌کرد، غذا می‌پخت و حیاط را آب و جارو می‌کرد. یک روز صدای دوره‌گردی را شنید که مرغ و خروس می‌فروخت. زن با زنبیل و طناب از او چند مرغ و خروس خرید. از آن روز به بعد با صدای خروس بیدار می‌شد و نماز می‌خواند و به کارهای دیگر رسیدگی می‌کرد. روز بعد دوره‌گرذ پارچه آورد، زن پارچه خرید تا پرده‌های خانه را عوض کند. وقتی بازرگان به خانه برگشت با دیدن حیاط هم تعجب کرد و هم خوشحال شد. از آن به بعد زندگی‌ آن‌ها گرم‌تر و شیرین‌تر از قبل شد.

گفت‌وگو دربارۀ کتاب خانم کوچیک (خانم کوچوگ)

در یادداشت پرورش مسئولیت‌پذیری در کودک و نوجوان گفتیم که برای افزایش تلاش و پشتکار باید به کودک و نوجوان مسئولیت داد. حتی پذیرش مسئولیت‌های کوچک و انجام آن‌ها، باعث عادت به کار کردن، کسب تجربه و افزایش پشتکار می‌شود. در کتاب خانم کوچیک، شخصیت اصلی ابتدا به انجام یک کار کوچک مانند آب و جارو کردن حیاط پرداخت و در روزهای بعد به تدریج مسئولیت‌های بیشتری را قبول کرد. او از تکرار کارها نه‌تنها خسته نمی‌شد و به کارش ادامه می‌داد، بلکه از آن‌ها لذت هم می‌برد.

کودکان و نوجوانان نیز با انجام بعضی کارهای به‌ظاهر کوچک و مداومت در انجام آن‌ها، به کار کردن عادت می‌کنند و از این که توانایی انجام آن را دارند لذت می‌برند. انجام کار، جسم او را توانمند می‌کند و آمادگی پذیرش مسئولیت‌های بیشتری را به‌دست می‌آورد. این توانمندی‌ها موجب افزایش اعتماد به نفس او خواهد شد.

مطالعه و گفت‌وگو دربارۀ داستان‌های مشابه باعث می‌شود کودک و نوجوان با شخصیت داستان همزادپنداری کند و دریابد که او هم می‌تواند کارهای زیادی انجام دهد، تنها کافی‌ست از قبول مسئولیت‌های کوچک شروع کند. چنین داستان‌هایی به والدین نیز کمک می‌کند تا برای افزایش روحیۀ تلاشگری فرزندان خود مسئولیت‌هایی را به آن‌ها بسپارند و اجازه دهند تا کودکشان تمام سعیش را بکند. این کار نه‌تنها مسئولیت‌پذیری او را افزایش می‌دهد، بلکه باعث می‌شود مهارت‌های زندگی بیشتری هم به مرور کسب کند.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر ماجراها را برای خودش تحلیل می‌کند تا در شرایط مناسب از آن‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ کتاب خانم کوچیک باشد.

  • چرا در ابتدا زن هیچ کاری در خانه انجام نمی‌داد؟
  • چه اتفاقی افتاد که زن شروع کرد به آب و جارو کردن حیاط؟
  • آیا زن توانست همه کارهایی را که شروع می‌کرد به سرانجام برساند؟
  • زن با انجام کارها و مراقبت از حیوانات چه احساسی داشت؟
  • تو در خانه و مدرسه چه مسئولیت‌هایی داری؟
  • به‌نظرت کارهایی که انجام می‌دهی چه توانایی‌هایی در تو به‌وجود آورده است؟
  • کار کردن چه فایده‌هایی دارد؟