عنوان: ناروال؛ نهنگ تک‌شاخ
نویسنده: لاله جعفری
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1392
تعداد صفحات: 152
گروه سنی: 10-15 سال

خلاصۀ کتاب ناروال نهنگ تک شاخ

با پرتاپ اشعه‌ای نقره‌ای از سوی شران (موجودات غیرزمینی)، حفره‌ای در دل اقیانوس ایجاد شد. این حفره به مرور زمان بزرگ‌تر خواهد شد و نابودی افیانوس و اهالی آن را در پی خواهد داشت. از این موضوع کسی به جز نهنگ‌ سفید، پدر ناروال، باخبر نبود. او سعی کرد همه را از این خطر آگاه کند؛ اما هیچ‌کس حرفش را باور نکرد. همه می‌گفتند که پدر ناروال دیوانه شده است. تا این که روزی مقابل چشمان ناروال در تور صیادان اسیر شد؛ ولی خود را رهانید و ناپدید شد.

همه گمان می‌کردند که پدر ناروالِ تک‌شاخ مرده است؛ اما باورش برای ناروال خیلی سخت بود. او روزی نبود که به دنبال پدرش نگردد. کم کم داشت حرف بقیه را باور می‌کرد؛ تا این که در سفرهایش با دختری به نام بوته آشنا شد. بوته مفهوم حرکت‌های ماهی‌ها را می فهیمد و به پدرش در ساخت گراماصوت کمک کرده بود. گراماصوت دستگاهی بود که امواج صوتی ماهی‌ها را برای انسا‌ن‌ها مفهوم می‌کرد و برعکس، یعنی امواج صوتی انسان را نیز برای ماهی‌ها قابل‌فهم می‌کرد. با اختراع این دستگاه بوته و پدرش می توانستند با ماهی‌ها ارتباط برقرار کنند.

پدر بوته سرگرم تحقیق مهمی بود و تمام وقتش را در آزمایشگاه می‌گذراند. بوته نیز در این مدت بیشتر وقت‌ها با ماهی‌ها خودش را سرگرم می‌کرد تا این که روزی با ناروال آشنا شد. ناروال و بوته روزهای زیادی با هم صحبت کردند و دوست‌های صمیمی شدند. تا این که ناروال متوجه شد که پدر بوته از نهنگ سفید، پدر ناروال، خبر دارد. او اصرار زیادی داشت که بوته هرچه می داند دربارۀ نهنگ سفید به او بگوید اما بوته حرفی نزد. برای همین ناروال از دست بوته ناراحت شد و او را ترک کرد.

پس از گذشت سال‌ها از ناپدید شدن نهنگ سفید، اهالی آن طرف اقیانوس، به‌طور اتفاقی او را داخل حفره‌ای یافتند. او برای کم کردن انرژیِ حفره، خودش را داخل آن انداخته و گیر کرده بود. او آن‌ها را به دنبال پسرش ناروال فرستاد تا بوته و پدرش را خبر کند. همۀ ماهی‌ها برای نجات اقیانوس به تکاپو افتادند. ناروال نیز همراه بوته، پدر بوته و زیردریاییشان، برای نجات نهنگ سفید و اقیانوس دست به کار شدند. به کمک زیردریایی و ناروال دهنۀ حفره با توده‌های یخ پوشیده شد. آن‌ها نتوانستند نهنگ سفید را نجات دهند چون در حفره مدفون شده بود. نهنگ سفید فدا شد اما سرانجام توانست آرامش و شادی را به اقیانوس و اهالی آن بازگرداند.

گفت‌وگو دربارۀ کتاب ناروال نهنگ تک شاخ

گاه بی‌تفاوتی نسبت به یک مسألۀ اجتماعی ممکن است به‌تدریج آسیب جبران‌ناپذیری به آن جامعه وارد آورد. در این داستان اگر نهنگ سفید هم مانند دیگران نسبت به حفرۀ ایجادشده بی‌تفاوت بود، اقیانوس نابود می‌شد و همه جانشان را از دست می‌دادند. نهنگ سفید برای نجات اقیانوس و موجودات آن، از جانش گذشت. اما اگر دوستان او زودتر حرفش را باور می‌کردند و آن‌ها نیز مسئولیت اجتماعی خود را می‌پذیرفتند او مجبور نبود جانش را فدا کند.

در شرایط بحرانی مثل بروز بلایای طبیعی، پیش‌آمد فجایع انسانی یا شیوع بیماری‌های واگیردار پیاپی اخباری دربارۀ ایثار گروه‌های مسئول مثل آتش‌نشان‌ها، پزشکان و پرستاران می‌شنویم. حال فکر کنید اگر همۀ مردم پیش از به وقوع پیوستن یک مشکل جدی، راه‌های پیشگیری را می‌دانستند و آن‌ها را رعایت می‌کردند شاید آمار آسیب‌ها بسیار کمتر می‌شد و سنگینی مسئولیت کمتر بر دوش گروه‌های خاصی در جامعه می‌افتاد.

مسئولیت اجتماعی شامل موارد بسیار گوناگونی می‌شود، حتی برخی امور عادی زندگی. همان‌طور که دربارۀ کتاب بیلی زباله جمع کن نوشتیم که بیلی با هدف تمیزی شهر و با وجود این که همه فکر می‌کردند کاری غیرممکن است، موفق شد به کمک خود مردم، شهر را تمیز و زیبا کند و مهم‌تر از همه این که آن‌ها را نسبت به مسئولیت اجتماعی خود و ارزش پاکیزگی آگاه کند.

داستان‌هایی مانند نهنگ سفید می‌تواند در شناسانیدن مسئولیت اجتماعی به کودک و نوجوان کمک کند، زیرا گفت‌وگو دربارۀ داستانی مناسب به کودک دیدی متفاوت دربارۀ شرایط به او  می‌دهد که باعث می‌شود قدرت تفکر و درک بیشتری دربارۀ شرایط پیدا و آن را راحت‌تر تحلیل کند.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر ماجراها را برای خودش تحلیل می‌کند تا در شرایط مناسب از آن‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ کتاب ناروال نهنگ تک شاخ باشد.

  • نهنگ سفید دربارۀ چه موضوعی با دوستانش صحبت کرد؟ چرا دوستانش حرف او را باور نکردند؟
  • چرا نهنگ سفید خود را داخل حفره انداخته بود؟
  • نهنگ سفید با چه روش‌های دیگری می‌توانست دوستانش را از خطر بزرگی که همه را تهدید می‌کرد آگاه کند؟
  • اگر به‌جای نهنگ سفید بودی، پس از این که دوستانت حرفت را باور نمی‌کردند چه می‌کردی؟
  • ما برای جامعه چه وظیفه‌هایی داریم؟
  • آیا می‌توانی خاطره یا داستان دیگری را تعریف کنی که نشان‌دهندۀ مسئولیت اجتماعی باشد؟