کودک لجباز یکی از چالش‌های مهم تربیتی را برای والدینش به‌وجود می‌آورد، با این وجود باید گفت یکی از علت‌های اصلی لجاجت و سرکشی بچه‌ها، ناآگاهی والدین از فرایند رشد ذهنی فرزندشان است. کودک موجودی کنجکاو است و نیاز به دانستن دارد. بسیاری از کارهای او، حتی کارهای ممنوع و خطرآفرین، برای یادگیری است. والدینی که ناآگاهانه از انجام کارهای کودک جلوگیری می کنند، با اصرار او روبه‌رو می‌شوند. کودک باید بفهمد که چرا باید کاری را انجام دهد و دیگری را نه؟ کودک و نوجوان در فرایند رشد نیاز به آگاهی دارند. ممکن است این‌طور به‌نظر بیاید که فایدۀ آگاهی برای نوزادی که قدرت تفکر ندارد چیست؟ مگر مغز کودک در خردسالی آن‌قدر رشد یافته است که بتواند استدلال کند؟

در پاسخ باید گفت بله، البته بسیاری از واکنش‌های نوزادان غریزی است اما برخی نیز در اثر یادگیری شکل می‌گیرند، برای نمونه او به مرور زمان یاد گرفته است که اگر گریه کند به کمکش خواهند آمد، اگر بخندد به او محبت می‌کنند، اگر به چیزی اشاره کند منظورش را می‌فهمند و آن را می‌دهند.

آگاهی است که باعث یادگیری می‌شود و وقتی به تدریج رخ دهد، به رشد ذهنی منجر خواهد شد. این روابط علّی به مرور زمان به کودک کمک می‌کنند قدرت استدلال پیدا کند. حتی در یک سالگی این متفکر کوچک با آزمایش و تمرین آگاهی بیشتری پیدا می‌کند و بیشتر می‌آموزد. این فیلسوف کوچک می‌خواهد با کسب آگاهی به حقیقت برسد. وقتی دستش را به سوی آتش می‌برد می‌خواهد مفهوم گرما و داغی را درک کند یا با دست زدن به چاقو به مفهوم تیز بودن و برندگی پی می‌برد. در چنین حالتی اگر خانواده با شدت با فرزندشان برخورد کنند و حس ترس را در او تقویت کنند، ذوق آگاهی و یادگیری تبدیل به اضطراب و ترس خواهد شد. در برخی از کودکان که اشتیاق یادگیری آن‌ها را رها نمی‌کند، از این که مانعی سر راهشان می‌بینند، پریشان می‌شوند و دوباره و چندباره این کار را تکرار می‌کنند تا حقیقت را کشف کنند. برخی نیز یادگیری را فراموش می‌کنند و با فکر انتقام از عامل بازدارندۀ یادگیری، به تکرار همان کار می‌پردازند. بزرگترها این کار را لجاجت نام می‌گذارند. در این حال میدان جنگی بین کودک و والدینش شکل می‌گیرد که در آن هرکدام از طرفین تلاش می‌کنند کار خود را بکنند، یعنی کودک کارش را دوباره انجام می‌دهد و خانواده با فریاد و تنبیه بیشتر سعی می‌کنند او را بازدارند. راهکار پایان دادن به چنین چرخۀ معیوبی چیست؟

راهکارهای کاهش سرکشی کودک لجباز

بعضی فعالیت‌ها مانند آب‌بازی با ملاقه و فراگیری خالی و پر کردن یک ظرف آب، یادگیری بدون خطر  و شادی‌بخش است. چنین کارهایی را خردسالان مایل هستند بارها و بارها انجام دهند،‌ ولی در حوصلۀ بزرگترها نمی‌گنجد. اگر کودک به این تکرار پایان ندهد، این کار او نیز می‌تواند لجاجت به‌شمار آید، برخورد شدید والدین را به دنبال داشته باشد و فعالیتی آموزنده و لذت‌بخش را به درگیری بدل کند. پدر و مادر باید این موضوع را درک کنند و به این علاقۀ کودک خود توجه کنند. چنین کارهایی یادگیری به‌شمار می‌روند و نه لجبازی، باید اجازه داد کودک آن را چندبار (برای نمونه دو یا سه بار دیگر) تکرار کند. اختیار دادن به کودک برای پایان دادن به یک بازی یا تجربه، همکاری او را افزایش می‌دهد و برای همین کودک می‌تواند آن کار را با رضایت ترک کند.

کودکان دانشمندان کوچکی هستند که با آزمایش کردن یاد می‌گیرند ولی خانواده‌ها نمی‌توانند با همۀ فعالیت‌ها کنار بیایند چون آن‌ها را خطرناک تشخیص می‌دهند. برای کاهش اصرار کودک و کمک به یادگیری او، باید با شکیبایی از او حمایت کرد تا کارش را بدون آسیب زدن به خود یا دیگری، امتحان کند. برای نمونه کودک علاقمند است گرما را احساس کند و تفاوت آن را با داغی درک کند. پدر و مادر می‌توانند به‌جای این که لیوان چای داغ را از دسترس او دور کنند، اجازه دهند دستش را به لیوان نزدیک کند و گرما را احساس کند. اگر اصرار به گرفتن آن کرد، حتی اجازه دهند دستش را به دیوارۀ لیوان بزند و لحظه‌ای نگه دارد به گونه‌ای که داغی او را اذیت کند ولی نسوزاند. چنین آزمایش کوچکی ممکن است کمی زمان بزرگترها را بگیرد یا آن‌ها را نگران کند ولی تجربۀ بزرگی برای کودک خواهد بود. پس از این تجربه، او دیگر به گرفتن لیوان داغ پافشاری نمی‌کند. همین تجربه‌ها را می‌توان با جسم تیز، بلندی و فعالیت‌های خطرآفرین دیگر نیز امتحان کرد تا هم حس کنجکاوی کودک برطرف شود و هم نسبت به خطرها آگاه شود.

یکی دیگر از راه‌های برطرف کردن مشکل کودکی که لجباز خوانده می‌شود، گفت‌وگوست. اگر والدین و بزرگترها از سن کم با کودک گفت‌وگو کنند، او فردی منطقی خواهد شد. بعدها حتی در نوجوانی، که سن مخالفت و اعتراض است، تمایل دارد مسائل را با کمک گفت‌وگو حل کند. اگر با کودک خردسال با زبان متناسب با درک او و با لحن مهربان دلیل بعضی کارها، مثل نخوردن شکلات، نرفتن به پارک یا رفتن والدین و ترک شدن، گفته شود، پذیرش و همراهی او افزایش می‌یابد. گفت‌وگو اگر به صورت درست انجام شود، کمتر کودک یا نوجوانی بر خواستۀ خود اصرار خواهد ورزید. البته چند شرط برای پیروزی در این روش وجود دارد، برای نمونه زبان بیان باید سازنده، مهربانانه و متناسب درک کودک باشد. همچنین صداقت، حتی برای کودک خردسال، ارزشمند است. گرچه او در ابتدا تفاوت دروغ و راست را نمی‌داند، ولی پس از مدتی که تضاد در گفتار و رفتار را ببیند، گیج می‌شود و اعتمادش از بین می‌رود. از طرف دیگر اگر به کودک قول دهید که اگر بخوابد می‌تواند به پارک برود یا بعد از غذا شکلات بخورد، به‌عنوان پدر و مادر باید به قول خود عمل کنید.

دربارۀ بچه‌های بزرگتر وفاداری به قول اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بزرگترها باید توجه کنند که گفت‌وگو به آگاهی و صبوری نیاز دارد. گفت‌وگوی سازنده و با صدای آرام، خانه و محیط کلاس را از میدان جنگ، که بچه‌ها از آن فراری هستند، به محلی امن تبدیل می‌کند که کودک و نوجوان در آن احساس ارزشمندی و احترام می‌کند.

روشن است که در گفت‌وگو هر دو طرف باید به گفته‌های یکدیگر احترام بگذارند، فرصت صحبت باید به یک نسبت برای هر دو سو فراهم باشد. کودکان خردسال، نمی‌توانند سریع پاسخ دهند و باید فکر کنند، آن‌ها در ذهن خود به دنبال واژه‌ها می‌گردند، به زمان نیاز دارند تا جمله‌ها را مرتب و بیان کنند، برای استدلال نیز نیاز به زمان دارند. باید صبور بود، سکوت کرد و اجازه داد تا آن‌ها با آرامش نظر خود را بگویند و در کنار کم شدن لجاجتشان، توانایی‌های استدلال، رشد بیان و نظم دادن به تفکر را در خود پرورش دهند.

در نهایت باید گفت که اگر مادر و پدر آگاهانه تلاش کنند و روش برخورد مناسب با کودکشان را پیدا کنند، به مرور این مشکل برطرف می‌شود و هردو طرف به آرامش خواهند رسید.

تماس با ما

اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، می‌توانید برای تعیین وقت و گفت‌وگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:

09150708580

نمونه‌ای از داستان‌های مرتبط

در ادامه، چند داستان مرتبط با کودک لجباز آورده شده است. با انتخاب هر عنوان از کتاب‌ها، می‌توانید به خلاصۀ داستان، گفت‌گوهایی دربارۀ چگونگی استفاده از داستان و پرسش‌هایی دربارۀ محتوای آن دسترسی داشته باشید.