عنوان: بالای بالای بالا
نویسنده: سوسن طاقدیس
تصویرگر: حافظ میرآفتابی
ناشر: امیرکبیر، کتاب‌های شکوفه، 1395
تعداد صفحات: 12
گروه سنی: 8-9 سال

خلاصۀ کتاب بالای بالای بالا

مامان گربه نگران به گربه کوچولو نگاه ‌‌می‌کند که از درخت بالا ‌‌می‌رود. همۀ موهایش راست ‌‌می‌ایستد و با خودش فکر ‌‌می‌کند مادر من هم روزی که از دیوار بالا ‌‌می‌رفتم نگرانم بود و بی‌تابی ‌‌می‌کرد. او به دخترش، میومیو، ‌‌می‌گوید: «چرا ‌‌می‌روی بالا؟ تو هنوز خیلی کوچک هستی». باز با خودش فکر ‌‌می‌کند، اگر حالا بالا رفتن را شروع نکند کی باید یاد بگیرد؟ با این فکرها باز هم دلش ‌‌می‌لرزد و ‌‌می‌ترسد. میومیو دوست دارد به بالای درخت برسد. پرندۀ زرد حرفش را ‌‌می‌شنود. چند بار از این شاخه به آن شاخه جست ‌‌می‌زند و چهچه ‌‌می‌خندد. یک پر کوچکش که کج و کوله شده است را ‌‌می‌چیند و دور ‌‌می‌اندازد. پر به شاخۀ درخت ‌‌می‌چسبد. پرنده باز به میومیو نگاه ‌‌می‌کند که با زور خودش را بالا ‌‌می‌کشد و به او ‌‌می‌خندد. میومیو از خندۀ او دلش ‌‌می‌سوزد و سعی ‌‌می‌کند یک قدم دیگر بالاتر برود. باید به بالای درخت برسد. او از دل مامان گربه خبر ندارد که تاپ تاپ ‌‌می‌کند. حتی وقتی شاخۀ تیز به پایش فرو ‌‌می‌رود، باز میومیو پایین نمی‌رود و ‌‌می‌خواهد حداقل آن پر زرد را به‌جای پرنده‌ای که پرواز کرد، بردارد.

میومیو با زحمت خودش را بالاتر‌ می‌کشد. مامان گربه یاد خاطراتش ‌‌می‌افتد. زمانی که از دیوار بالا ‌‌می‌رفت و مادرش نگران بود، یک مارمولک دیده بود و ‌‌می‌خواست آن را بردارد. هر چند ته دلش از مارمولک ‌‌می‌ترسید. باد ‌‌می‌وزد و پر را از شاخه ‌‌می‌چیند و ‌‌می‌برد. مامان گربه فکر ‌‌می‌کند که بهانهۀ میومیو پریده‌ و رفته است، برای همین از او می‌خواهد حالا پایین بیاید؛ اما میومیو باز هم خودش را بالا ‌‌می‌کشد و ‌‌می‌گوید فقط ‌‌می‌خواهم خودم را بالای درخت برسانم. گربه یادش ‌‌می‌آید وقتی بالای دیوار رفت مارمولک خودش را انداخت پایین اما او برنگشت و رفت تا بالای بالا. آخر هم مادرش مجبور شد خودش بیاید و او را برگرداند. گربه دیگر چیزی نمی‌گوید. ‌‌می‌نشیند و آه ‌‌می‌کشد. میومیو آهسته آهسته بالا و بالاتر ‌‌می‌رود. بالای درخت خیلی بالا است.

گفت‌وگو دربارۀ کتاب بالای بالای بالا

در یادداشت روش رفتار با کودک لجباز و سرکش به رشد کودک و اشتیاق او به یادگیری اشاره شد و این که چه‌طور والدین به دلیل ناآگاهی از فرایند رشد ذهنی کودکان ممکن است این اشتیاق را سرکشی بپندارند. در کتاب بالای بالای بالا، میومیو دوست دارد بالا رفتن از درخت را تجربه کند و به بالاترین نقطۀ آن برسد. در صورتی که مادرش در پایین درخت با نگرانی صدایش می‌زند.

در واقع میومیو قصد ندارد با مادرش لجبازی کند و به حرف او بی‌احترامی کند بلکه فقط می‌خواهد بودن در بالاترین نقطۀ درخت را تجربه کند. مادرش نیز اگرچه نگران است اما با یادآوری اشتیاق خود در کودکی برای بالا رفتن از دیوار متوجه شد که میومیو هم مانند او دوست دارد بالا رفتن را تجربه کند برای همین تنها از دور مراقب او می‌ماند تا اتفاقی برایش نیفتد.

خواندن دربارۀ رفتار میومیو و برخورد مامان گربه با بچه‌اش برای والدین نیز می‌تواند ارزشمند باشد. والدین نیز بهتر است هنگام روبه‌رو شدن با چنین رفتارهایی از کودک یا نوجوان از زاویۀ نگاه آن‌ها به ماجراها بنگرند و دلیل رفتار فرزندانشان را بجویند نه این که آن‌ها را لجباز به‌شمار آورند و برای تغییر رفتار فشار آورند. در این کتاب گربۀ مادر تلاش کرد علت رفتار میومیو را درک کند و اصرار و اشتیاق او را برای بالا رفتن لازمۀ سن او می‌داند، همان‌طور که خودش در همین سن کارهایی مشابه می‌کرد و مادرش را نگران می‌کرد.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر ماجراها را برای خودش تحلیل می‌کند تا در شرایط مناسب از آن‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ کتاب بالای بالای بالا باشد.

  • چرا میومیو، با وجود درخواست‌های مادرش، بر بالا رفتن از درخت پافشاری می‌کرد؟
  • دلیل نگرانی مادر میومیو چه بود؟
  • چرا میومیو حتی وقتی که پر از روی شاخه افتاد باز هم به بالا رفتن ادامه داد؟
  • به نظرت علت رفتار میومیو چه بود؟ آیا او داشت با مادرش لجبازی می‌کرد؟
  • آیا برای تو هم پیش آمده است که دوست داشته باشی کاری را انجام دهی که خانواده‌ات موافق نباشند و فکر کنند داری با آن‌ها لجبازی می‌کنی؟ در این صورت چه باید کرد؟

تماس با ما

اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، می‌توانید برای تعیین وقت و گفت‌وگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:

09150708580