جلب اعتماد فرزندان در دوره‌های سنی مختلف

زمانی که برای لحظه‌ای کوتاه کودک خردسال را رها می‌کنید تا کاری انجام دهید، او خیلی مضطرب می‌شود. این حالت از اولین نشانه‌های اضطراب جدایی است. کودک خردسال می‌بیند که پدرش می‌آید و می‌رود، مادربزرگ و پدربزرگ پیش او هستند و لحظه‌ای دیگر رفته‌اند. این آمدن‌ها و غیبت‌ها او را گیج، مضطرب و عصبی می‌کند و ممکن است زمینۀ بی‌اعتمادی او در بزرگسالی شود. کودک در دوران مهدکودک یا دبستان به سختی جامعۀ جدید و بیگانه را می‌پذیرد و در نوجوانی همواره به همه شک دارد، نکند درباره او صحبت می‌کنند، نکند تصمیم‌هایی بگیرند که به او مرتبط است و به او نمی‌گویند. برای همین به سرعت در این موارد عصبی و خشمگین می‌شود.

راه‌های مختلفی برای جلب اعتماد کودک از دوران نوزادی به بعد وجود دارد. در طفولیت او ممکن است گریه کند تا توجه پدر و مادرش را جلب و ارزیابی کند که آیا والدینش به او عشق و امنیت می‌دهند؟ آیا نیازهایی مانند گرسنگی، خستگی و تمیز بودنش را برطرف می‌کنند؟ اگر پدر و مادر به گریۀ او با محبت پاسخ دهند و به رفع آن نیاز بپردازند، به‌عنوان حامی اعتماد فرزندشان را به‌دست خواهند آورد. اگر اعتماد کودک جلب شود، او راحت‌تر با پیشنهاد‌ها، تغییرها و نظرات مختلف موافقت می‌کند و چالش او با دیگران، به‌ویژه والدین، کاهش می‌یابد.

برای جلب اعتماد فرزندان از خردسالی، می‌توان از زبان بدن کمک گرفت. مادر می‌تواند به فرزندش نشان می‌دهد که می‌رود برایش غذا بیاورد یا در حالی که برای کاری از او دور می‌شود، کودک را صدا بزند و با او بلند صحبت کند. وقتی کودک بزرگ‌تر شد، این روش اطمینان‌بخشی می‌تواند تغییر کند، مثلا مادر می‌تواند به فرزندش بگوید که کجا می‌رود و چقدر طول می‌کشد تا برگردد، اگر برای خرید یا کار بیرون رفت، حتما از کودک خداحافظی کند، به گونه‌ای که او متوجه شود. اگر قرار است مهمان بیاید باید او در جریان باشد. مهمان‌ها موقع رفتن از او خداحافظی کنند تا بداند چرا خانه خلوت شد یا پدربزرگ موردعلاقه‌اش حالا باید برود ولی همزمان می‌توان کودک را دلگرم کرد که دوباره آن‌ها را خواهد دید.

همچنین شنیدن فعالانۀ صحبت‌های کودک در این سنین و توجه به نظرهای او بدون این که قضاوت شود، باعث می‌شود بفهمد که می‌تواند به خانواده اعتماد کند و مشکلاتش را با آن‌ها در میان بگذارد. همچنین اگر خانواده مسئولیت برخی از کارها را به کودک بسپارند، احساس قابل‌اعتماد بودن و مسئولیت‌پذیری به دست می‌آورد. این موقعیت ممکن است باعث شود در کارش اشتباهی کند ولی والدین باید مراقب باشند که اشتباه فرزندشان را بزرگ جلوه ندهند و فرصت جبران برایش فراهم کنند. در چنین شرایطی است که کودک به خانواده اعتماد خواهد کرد و احساس ارزشمند بودن پیدا می‌کند، فارغ از این که کارش را چگونه انجام داده می‌دهد! نشان دادن این علاقۀ بی‌قید و شرط، کودک را آگاه می‌کند که همواره دوست‌داشتنی است، حتی اگر اشتباهی کرده است که به خود یا دیگران آسیبی می‌رسد. پدر و مادر می‌توانند پس از هر مشکل با فرزندشان گفت‌وگو کنند و نشان دهند که اگرچه اشتباهش را دوست ندارند ولی این اشتباه چیزی از علاقۀ آن‌ها به فرزندشان کم نخواهد کرد. برای نمونه اگر کودک پرخاشگری می‌کند یا با خواهر و برادرش دعوا می‌کند، مادر و پدر می‌توانند او را نوازش کنند و نشان دهند که او را دوست دارند ولی از آن رفتار ناپسند ناراضی هستند. این کار اعتماد کودک و نوجوان را جلب خواهد کرد و به او فرصت می‌دهد تا دربارۀ رفتار خود فکر کند و اشتباهش را جبران کند.

در نوجوانی مشورت کردن اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. خانواده باید در طراحی قوانین، برنامه‌ریزی سفر، یا آماده شدن برای آمدن مهمان با او مشورت کنند، او را در جریان قرار دهند و کارها را با او نیز تقسیم کنند.  این که فرزند در جریان رویدادها، افکار و تصمیم‌های خانواده قرار گیرد و در آن‌ها سهیم باشد، اعتمادبه‌نفس نوجوان را افزایش می‌دهد زیرا خود را عضو ارزشمند خانواده می‌داند، همچنین حس همدلی با خانواده را در او تقویت می‌کند و مسئولیت‌پذیر می‌شود. مشارکت دادن نوجوان در برنامه‌ها و تصمیم‌های خانواده، کمک می‌کند که او به دلیل انجام برخی از کارها و تصمیم‌ها پی ببرد، فکرش رشد کند و همیشه آمادۀ همراهی خانواده در انجام امور و حل مشکلات باشد. چنین فرزندی تاب‌آوری خوبی نیز در رویارویی با مشکلات به دست خواهد آورد.

اهمیت جلب اعتماد فرزندان

گفت‌وگو و تعامل با کودک باعث رشد ذهنی و شخصیتی او می‌شود. در انجام کارهای مختلف مانند بازی، خرید، دوختن، بافتن یا کارهای دستی مثل قیچی کردن، کودک بی‌شک با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد و خطاهایی خواهد داشت. در صورتی که فرصت کافی داشته باشد، می‌تواند خطا را تشخیص دهد و گاه با اندک هدایت، راه درست انجام کار را پیدا کند. افزون بر این شکست‌های کوچک تاب‌آوری او را در برابر مشکلات افزایش می‌دهد، این کشف، آموختۀ او به‌شمار می‌آید و از آن لذت می‌برد.

کودک تلاش را دوست دارد، برای همین اگر احساس امنیت و آرامش کند رفتاری مثل گفت‌وگو یا همکاری در کارها را تکرار کند و مشارکت داشته باشد. یعنی کار کردن برای او همراه با لذت و علاقه خواهد بود، نه بر پایۀ اصرار خانواده یا درخواست آن‌ها. او در فرایند کار ناچار می‌شود با گروه همسال و افراد بزرگتر از خود ارتباط داشته باشد و راه تعامل با آن‌ها را بیاموزد و به رشد اجتماعی برسد. کودک در این همکاری و همراهی، راهبردهای موفقیت در تعامل را می‌آموزد چون تشخیص می‌دهد در صورتی که مهارت کافی در ارتباط را به دست آورده باشد، دیگران، از جمله فروشندگان، بهتر به او گوش می‌کنند و خرید بهتری خواهد داشت، برای همین از این کار لذت می‌برد.

کمک در کارهای خواهر و برادر کوچک یا همکاری در تمیز کردن خانه، به او توانمندی کمک به دیگران را می‌دهد و می‌فهمد که در چنین کارهایی نیز لذتی وجود دارد. او مفهوم محبت و مسئولیت را درک می‌کند. در انجام هر یک از کارهای یادشده، افزون بر افزایش مهارت‌های جسمی، استقلال درپیشبرد کارها، کنجکاوی در پیدا کردن راه حل و توانایی حل مسأله را نیز به‌دست خواهد آورد.

روش‌های جلب اعتماد فرزندان

برخورد با کودکان و نوجوانان شرایطی دارد که توجه به آن‌ها تأثیر آموزش و پرورش را بیشتر می‌کند و ارتباط بهتری را بین والد و فرزند ایجاد می‌کند، به همین دلیل باید دربارۀ این روش‌ها بیشتر بدانیم:

  • اگر اشتباهی می‌کنید، آن را بیان کنید و حتی اگر ضروریست عذرخواهی کنید؛
  • اگر از ارزش‌ها و معیارهایی در زندگی خانوادگی و اجتماعی صحبت می‌کنید، خودتان نیز آن را رعایت کنید؛
  • اگر قولی به کودک یا نوجوان داده‌اید، به آن وفادار باشید. اگر هم نتوانستید، درباره‌اش صحبت کنید، دلایل را توضیح دهید و با هم جایگزین انتخاب کنید یا می‌توانید زمان دیگری برای انجام آن کار تعیین کنید؛
  • مرزها و قوانینی که در خانه و مدرسه مشخص می‌شود را رعایت کنید؛
  • به خواسته‌ها، علاقه‌ها و عقاید او احترام بگذارید؛
  • فرزندتان را همان‌طور که هست بپذیرید، نه آن‌طور که دوست دارید باشد. نخواهید او را بر پایۀ علاقه‌ها و آرزوهای خود تغییر دهید یا با دیگران مقایسه‌اش کنید؛
  • سعی کنید تلاش‌های کودک یا نوجوان را محترم بشمارید، نه برنده شدن؛
  • در شرایط سخت نشان دهید که او را قبول دارید.

اهمیت جلب اعتماد فرزند نسبت به خانواده به حدی است که می‌توان آن را نوعی سرمایه‌گذاری دانست، به این معنا که خانواده سلامت و آرامش خود را در این ارتباط سالم خواهد داشت.

تماس با ما

اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، می‌توانید برای تعیین وقت و گفت‌وگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:

09150708580

نمونه‌ای از داستان‌های مرتبط

در ادامه، چند داستان مرتبط جلب اعتماد فرزندان (گفت‌وگو و تعامل) آورده شده است. با انتخاب هر عنوان از کتاب‌ها، می‌توانید به خلاصۀ داستان، گفت‌گوهایی دربارۀ چگونگی استفاده از داستان و پرسش‌هایی دربارۀ محتوای آن دسترسی داشته باشید.