عنوان: من آماده نیستم!
نویسنده: جاناتان الن
مترجم: نیلوفر امن‌زاده
ناشر: پرتقال، 1402
تعداد صفحات: 27
گروه سنی: 6-9 سال

خلاصۀ کتاب من آماده نیستم!

بچه جغد داشت آماده می شد تا برای اولین بار به کودکستان برود. مامان به او گفت که عجله کند چون سنجاب کوچولو و مادرش هم دارند می رسند. بچه جغد هربار که مادرش به او می گفت عجله کند، پاسخ می داد که آماده نیست و می خواهد اسباب بازی هایش را سر جایشان بگذارد، پرهایش را شانه کند، کیفش نیست و پرهای عروسکش، جغدی، را شانه کند.

مادرش هر بار به او می گفت که تو هیچ وقت این کارها را انجام نمی دادی. تا این که بچه جغد داد زد: «من آماده نیستم. عادلانه نیست من هنوز آماده نیستم و شما مرا مجبور می کنید راه بیفتم». مادرش او را بغل کرد و پرسید دوست نداری به کودکستان بروی؟ کودکستان جای خوبی است، آن جا می توانی با دوستانت بازی کنی.

وقتی به کودکستان رسیدند بچه جغد همۀ دوستانش را دید و به مادرش گفت که او را زمین بگذارد تا با آن ها بازی کند. او آنقدر سرگرم بازی بود که متوجه نشد زمان تمام شده است. پدرش به دنبالش آمده بود، او گفت که دارد با دوستانش بازی می کند و آماده نیست. سرانجام همراه دوستش، سنجاب، به خانه برگشت. شب مادرش به او گفت که آماده است بخوابد؟ جغد کوچولو گفت بله چون باید فردا زود به کودکستان برود.

گفتگو دربارۀ کتاب من آماده نیستم!

در یادداشت عوامل اضطراب کودک و نوجوان و آسیب های آن به برخی از دلیل های اضطراب، از جمله اضطراب رفتن به مدرسه، اشاره شد. در کتاب من آماده نیستم! نیز دیدیم بچه جغد به جهت اضطرابی که نسبت به کودکستان داشت به نوعی سعی می کرد رفتن را به تعویق بیندازد. نکتۀ مهم در داستان، رفتار مادر او بود. او به جای تمسخر فرزندش، بزرگ جلوه دادن اضطراب او یا پافشاری بر رفتن، فرزندش را در آغوش گرفت، با او صحبت کرد و از مزایای رفتن به کودکستان گفت.

بحث و گفتگو دربارۀ چنین داستان هایی به کودکان و نوجوانان می آموزد که داشتن اضطراب، به ویژه دربارۀ چیزهایی که تا به حال تجربه نکرده اند و برایشان ناشناخته است، حسی دور از انتظار نیست. آن ها می آموزند که بر این حس غلبه کنند، در غیر این صورت ممکن است در انجام کارهای خود دچار مشکل شوند. به طور مثال اگر بچه جغد به صحبت های مادرش گوش نمی داد و به کودکستان نمی رفت، نمی توانست دوستان زیادی پیدا و با آن ها بازی کند.

همچنین مطالعۀ داستان و گفتگو دربارۀ آن به والدین نیز کمک می کند تا در هنگام مواجهه با چنین رفتاری از سوی فرزند خود به جای سرزنش وی و تمسخر رفتارش، به او دلگرمی و اطمینان دهند که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. دیدیم که گفتگوی کوتاه بچه جغد و مادرش و بودن در آغوش مادر باعث شد اضطراب او از بین برود. این نکته می تواند به والدین راه حل هایی ارائه کند تا در هنگام قرار گرفتن در چنین شرایطی بتوانند درست عمل کنند.

با گفتگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر ماجراها را برای خودش تحلیل می‌کند تا در شرایط مناسب از آن‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفتگو دربارۀ کتاب من آماده نیستم! باشد.

  • چرا بچه جغد نمی خواست به کودکستان برود؟
  • آیا تو هم در روز اول مدرسه یا کودکستان مضطرب بودی؟ برای کاهش اضطراب خود چه کردی؟
  • وقتی بچه جغد به کودکستان رسید چه کار کرد؟
  • در چه مواقع دیگری احساس می کنی راحت نیستی، نگرانی و یا ترس دارید؟
  • لطفا لیستی از ترس های خود بنویسی، بعد دربارۀ هرکدام بگو که در زمان ترس چه نوع فکرهایی سراغت می آید؟ در دو ستون فکرهای منفی و مثبت دربارۀ هر ترس را بنویس. سپس، توضیح بده که چگونه می توانی فکرهای منفی را از خود دور کنی؟ اگر این تمرین را انجام دادی، بعد حس خود را بیان کن. آیا باز هم به همان اندازه مضطرب می شوی؟

تماس با ما

اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، می‌توانید برای تعیین وقت و گفت‌وگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:

09150708580