پرورش توانایی کنترل هیجان در کودک نیازمند وجود این ویژگی در خود پدر و مادر است؛ به این معنا که آنها باید بتوانند بروز هیجان و احساسات را در خود مدیریت کنند تا بتوانند به روشهای مستقیم (آموزش از طریق بازی، گفتوگو و…) یا غیرمستقیم (رفتار روزمرۀ خودشان) این ویژگی را در کودک درونی کنند. علاوه بر این، مدیریت هیجانها و احساسات رابطۀ عقلانیتری را بین والد و فرزند شکل میدهد، چرا که داشتن فرزند به معنای پیش آمدن موقعیتهای هیجانی (از هر دو نوع مثبت و منفی) پیاپی است و عکسالعمل شدید و غیرعقلانی در برابر کارهای کودک ممکن است به کودک و رابطۀ او با خانواده آسیب برساند. بنابراین، یادداشتِ توانایی کنترل هیجان در کودک و والدین هر دو سوی رابطۀ والد و فرزند را مدنظر قرار میدهد.
فرزندپروری همراه با تفکر
بهعنوان مادر یا پدر، آیا شخصیت هیجانی دارید یا آرام و صبور هستید؟ پرورش توانایی کنترل هیجان در کودک و نوجوان یکی از اصلیترین وظایف والدین است، زیرا هیجان واکنشی طبیعی به رویدادهاست و میتواند هم مثبت و هم منفی باشد. هیجان مثبت مانند فریاد شادی و پرش از خوشحالی است و هیجان منفی میتواند شامل گریه، ترس، عصبانیت یا سکوت باشد. اگر این هیجانها کنترل و مدیریت نشود، مشکلاتی برای کودک و اطرافیان ایجاد خواهد شد. والدین هیجانی معمولاً در برابر اشتباههای کودک واکنشهای تند نشان میدهند و الگوی رفتاری ناسالمی برای او میسازند. در مقابل، والدین صبور اگر واکنش عقلانی و منطقی داشته باشند، بهترین الگو برای یادگیری مدیریت احساسات هستند. هدف، سرکوب هیجانها نیست بلکه مدیریت درست آنهاست؛ مانند توضیح آرام خطرات پس از یک رویداد ناگهانی برای کودک یا استفاده از تنفس عمیق پیش از واکنش به اشتباه او.
اندیشیدن پیش از سخن گفتن
یکی از راهکارهای مهم کنترل هیجان در کودک و نوجوان، تمرین اندیشیدن پیش از سخن گفتن است. بسیاری از مشکلات رفتاری به دلیل بیان کلمات بدون فکر ایجاد میشود. کودکان و نوجوانان باید یاد بگیرند پیش از واکنش، پیامد حرف یا رفتار خود را در نظر بگیرند. والدین میتوانند با طرح پرسشهایی مانند «میتوانی این جمله را طور دیگری بگویی؟» یا «فکر میکنی دوستت از این حرف چه برداشتی میکند؟» به فرزند خود درک عمیقتری از ارتباطات بدهند. همچنین بازیهای نمایشی و تمرینهای گروهی در این زمینه بسیار سودبخش خواهند بود.
تصمیمگیری درست مبتنی بر تفکر
یکی از پیامدهای مثبت آموزش کنترل هیجان در کودک و نوجوان، توانایی تصمیمگیری درست است. تصمیمهای عجولانه و هیجانی معمولاً به مشکلات جدی منجر میشوند. تصمیمگیری درست باید مبتنی بر شواهد، ارزیابی شرایط و توجه به پیامدها باشد. برای مثال زمانی که همکلاسی زورگویی کودک را اذیت میکند، او میتواند گزینههای مختلفی مانند درگیری، بیتفاوتی، یا اطلاع دادن به مسئولان را بررسی کند. آموزش این مهارت از سنین پایین باعث میشود کودک در آینده زندگی سالمتر و موفقتری داشته باشد.
احساسات و تفکر
احساسات بخش جداییناپذیر وجود انسان هستند اما اگر مدیریت نشوند، میتوانند به اختلال در تفکر و رفتار تبدیل شوند. بسیاری از کودکان از همان ماههای نخست زندگی با گریه و جیغ برای رسیدن به خواستههای خود تلاش میکنند و این عادت در صورت مدیریت نشدن ادامه مییابد. والدینی که خود بر هیجانها و احساسات خود به اندازۀ کافی کنترل دارند و در این موقعیتها رفتارهای ناگهانی و غیرمنطقی نشان نمیدهند میتوانند با جایگزینی رفتارهایی مانند بازی یا گفتوگو، به تدریج شیوههای سالمتری را به کودک بیاموزند. این کار به رشد سواد عاطفی نیز کمک میکند؛ یعنی توانایی شناخت احساسات خود و دیگران و مدیریت آنها. کودکی که یاد میگیرد احساس خشم یا حسادت خود را بشناسد، بهتر میتواند آن را کنترل کند و در روابط اجتماعی موفقتر خواهد بود.
روشهای آرامسازی و تقویت مهارتها
برای آموزش کنترل هیجانها و احساسات در کودک و نوجوان روشهای متنوعی وجود دارد؛ از جمله:
- تنفس عمیق
- شمارش اعداد
- سرگرم شدن به فعالیتهای خلاقانه
- خواندن داستان
- دریافت پاداش برای واکنشهای درست
- ذهنآگاهی؛ بهعنوان یکی از شیوههای مفید که با تمرکز بر لحظۀ حال، به کودک کمک میکند هیجان خود را مدیریت کند.
والدین باید از تشویق رفتارهای نادرست پرهیز کنند و در مقابل رفتارهای مثبت، بازخورد حمایتی و آرامشبخش ارائه دهند. تنبیه شدید نهتنها کارساز نیست بلکه نتیجهاش پرخاشگری و آسیبهای روانی خواهد بود. در مقابل، ایجاد «نقطۀ امن» در خانه یا استفاده از روشهای آرامشدهنده میتواند کودک را در مدیریت احساسات یاری کند.
جمعبندی
توانایی کنترل هیجان در کودک و نوجوان از مهمترین مهارتهایی است که والدین، مربیان و معلمان باید به آن توجه کنند. این مهارت نه تنها باعث میشود کودک در روابط اجتماعی موفقتر عمل کند، بلکه زمینهساز رشد شخصیت سالم، تصمیمگیری درست و زندگی همراه با آرامش است. با آموزش روشهای درست مدیریت خشم، تمرین اندیشیدن پیش از سخن گفتن، پرورش سواد عاطفی و ایجاد محیطی امن و حمایتگر، میتوان به کودکان و نوجوانان کمک کرد تا هیجانهای خود را به شکلی سالم بروز دهند و از پیامدهای منفی هیجانهای افراطی جلوگیری کنند. چنین فرایندی، آیندهای روشنتر و روابطی سازندهتر را برای آنها تضمین خواهد کرد.
نمونهای از داستانهای مرتبط
در ادامه، چند داستان مرتبط با کنترل هیجان در کودک و والدین آورده شده است. با انتخاب هر عنوان از کتابها، میتوانید به خلاصۀ داستان، بحث و گفتوگوهایی دربارۀ چگونگی استفاده از داستان و پرسشهایی دربارۀ محتوای آن دسترسی داشته باشید.

داستان شریکی نباشد، عادلانه نیست

داستان آفرین، خرس کوچولو


درج دیدگاه