مفهوم همدلی و اهمیت آن

همدلی در کودک و نوجوان نقش بنیادینی در رشد عاطفی، اجتماعی و شخصیتی آن‌ها دارد و می‌تواند مسیر زندگیشان را تحت تأثیر قرار دهد. همدلی به معنای درک احساسات دیگران در شرایط و حالت‌های مختلف، احساس و درک مشترک و توجه به هیجان‌های دیگران است. هر فرد نیازهای اولیه‌ای چون عشق، محبت، امنیت و ارزشمندی دارد. وقتی والدین با کودک همدلی می‌کنند، یعنی به این نیازها توجه کرده، آن‌ها را درک کرده برای برآورده کردنشان تلاش می‌کنند. در نتیجه اعتماد کودک جلب می‌شود و او حس امنیت بیشتری پیدا می‌کند.

کمبود مهارت همدلی در برخی کودکان و نوجوانان

بعضی ویژگی‌های کودکان و نوجوانان مانع کسب مهارت همدلی در آن‌ها می‌شود؛ از جمله تفاوت‌های ظاهری، مشکلات روانشناختی یا آشنا نبودن با ارزش‌های انسانی مثل همکاری و عشق‌ورزی. گرچه خودمحوری در مراحل اولیۀ رشد طبیعی است، اما اگر در فرایند رشد کاهش نیابد، کودک نخواهد توانست توانایی همدلی را در خود توسعه دهد، در نتیجه در روابط اجتماعی و عاطفی دچار مشکل خواهد شد. به دیگر بیان، کودکانی که بیش از حد بر خواسته‌های خود تمرکز دارند و به نیازهای دیگران بی‌توجه‌اند، همدلی در آن‌ها رشد نمی‌کند، برای همین در تعامل با همسالان تعارض بیشتری تجربه می‌کنند و از نظر سازگاری اجتماعی ضعیف‌تر عمل خواهند کرد.

از طرف دیگر اگر کودک و نوجوان از طرف والدین یا مسئولان مدرسه بی‌توجهی ببینند، والدین مراقبشان نباشند، پاسخگوی نیازهایشان نباشند و نیز کمتر در امور کودک و نوجوان درگیر شوند یعنی برخوردهای غیرصمیمانه‌ای نشان دهند، کودکان رفتارهای سنگدلانه‌ای خواهند داشت، پرخاشگر می‌شوند و احتمال افزایش ناهنجاری‌های دیگر در آن‌ها افزایش پیدا می‌کند و نیز به‌طور معمول این کودکان و نوجوانان در بزرگ‌سالی از تعادل روانی برخوردار نیستند.

شیوه‌های همدلی

دلایل فیزیولوژیکی و روانی می‌توانند باعث بعضی دوره‌های بدخلقی در کودک یا نوجوان باشند که با همدلی می‌توان این شرایط را کنترل کرد. برای نمونه گاهی کودک یا نوجوان از خواب بیدار می‌شود و بداخلاقی یا بهانه‌جویی می‌کند؛ در چنین شرایطی والدین می‌توانند از روش‌های مختلف پیروی کنند:

  • درک وضعیت کودک

  • آرام‌سازی از طریق نفس عمیق

  • انجام فعالیت‌های موردعلاقۀ کودک

همچنین در صورت داشتن چالش‌های کودک یا نوجوان با دیگران، می‌توان با طرح پرسش‌هایی دربارۀ احساسات او و آن‌ها مهارت همدلی و هوش اجتماعی او را تقویت کرد. این روش به او در درک احساس دیگران، تفکر دربارۀ رفتار خود و دیگران نیز کمک خواهد کرد. این چالش فکری بسیار تأثیرگذارتر از نصیحت یا توضیح دربارۀ احساس دیگران است و گاه موجب می‌شود کودک یا نوجوان، خود، به راه حل مشکل در تعامل و ارزش مهربانی پی ببرد. برای مثال کودک یا نوجوان با همسالان خود دعوا می‌کند و دلایلی، هرچند مهم یا غیرمهم، برای این برخورد وجود دارد؛ در چنین شرایطی به‌جای توضیح دربارۀ بد بودن دعوا و پیامدهای نامناسبش، سعی کنید از او سؤال بپرسید تا فکر کند و خود به این نتایج دست یابد؛ پرسش‌هایی مانند:

  • چه احساسی داری؟
  • الان چه احساسی نسبت به دوستت داری؟
  • او چه احساسی دارد؟
  • قبل از این ماجرا چه احساسی به یک‌دیگر داشتید؟
  • چه‌کار می‌توانستی بکنی که دیگر این احساس را نداشته باشی؟
  • آیا راه‌حل دیگری به‌جز دعوا کردن برای حل این مشکل وجود دارد؟

به تناسب سن و درک کودک می‌توان نوع پرسش‌ها و زبان بیان آن‌ها را نیز تغییر داد. چنین پرسش‌هایی او را به تفکر وامی‌دارد، به او کمک می‌‌کند تا به قضاوت دربارۀ رفتار خود بپردازد، خود را به چالش بکشد و راه‌حل متفاوتی برای حل مشکلش بجوید. گاه کودک یا نوجوان از شدت خشم در شرایطی نیست که این پرسش‌ها را بپذیرد و به تفکر واداشته شود، چه رسد به پاسخ دادن! در این وضعیت بهتر است صبور باشید تا او آرام شود.

البته برخی کودکان در برخورد با شکست و ناکامی به سکوت نیاز دارند و برخی به گفت‌وگو. توجه به تفاوت‌های فردی و انتخاب روش مناسب برای کمک، نشان‌دهندۀ همدلی واقعی است. گوش دادن فعال به دیدگاه‌ها، درک هیجان‌ها، پذیرش عقاید و توانایی‌ها و پذیرش استقلال در نوجوانان از روش‌های نشان دادن همدلی است. برای مثال نوجوانی که به جمع‌آوری سنگ‌ها علاقه دارد یا کودکی که اسباب‌بازی محبوبی را همیشه با خود همراه می‌برد، نیازمند درک و پذیرش این علاقه‌ها از سوی خانواده است. این پذیرش باعث افزایش عزت نفس و تقویت رابطۀ همدلانه با والدین می‌شود. استفاده از زبان بدن مناسب (مانند نگاه، خطوط چهره، حرکات دست) و لحن آرام در هنگام گفت‌وگو با کودک از دیگر نشانه‌های همدلی است.

والدین با رفتار خود نیز می‌توانند همدلی را به فرزندان آموزش دهند. هرقدر رفتار آن‌ها نشان دهد که کودک را درک می‌کنند و نیز هرقدر که به احساس‌های او عکس‌العمل مناسب‌تری نشان دهند، کودک بهتر رفتار همدلانه را می‌آموزد. همچنین رفتار همدلانۀ والدین با دیگران، همدلی را به کودک و نوجوان آموزش می‌دهد؛ یعنی اگر کسی مشکلی دارد، آن‌ها وضعیت او را درک کنند، با او همدردی کنند، به او کمک کنند و با وجود برخی از تفاوت‌ها و کاستی‌ها مانند فقر، بی‌سوادی و فرهنگ متفاوت به او احترام بگذارند. از طرف دیگر، کنترل احساسات در شرایط نامساعد و کنترل خشم، موجب درک بهتر افراد و افزایش صمیمیت می‌شود. برای نمونه گاهی کودک یا نوجوان خشمگین است، مضطرب است یا با هیجان آنچه را بیرون از خانه بر او گذشته است، بروز می‌دهد، در این شرایط خوب به حرف‌هایش گوش دهید تا احساساتش را بهتر درک کنید و راحت‌تر بتوانید با او همدلی کنید.

پیامدهای همدلی

همدلی در کودک و نوجوان نه تنها از آسیب‌های روانی جلوگیری می‌کند، بلکه موجب رفتارهای اجتماعی مثبت و پایدار می‌شود. زمانی که والدین، معلمان و مسئولان مدرسه با کودک و نوجوان همدل باشند، صمیمیت بیشتری شکل می‌گیرد، حس ارزشمندی و اعتمادبه‌نفس در آنان تقویت می‌شود و در آینده به بزرگسالانی با تعادل روانی بهتر تبدیل خواهند شد.

نمونه‌ای از داستان‌های مرتبط

مطالعه از روش‌های افزایش همدلی است که کمک می‌کند کودک یا نوجوان از طریق داستان با زاویۀ دید افراد مختلف آشنا شود و تفاوت در روش‌های برخورد با مسائل را بشناسد. به همین منظور کلینیک کیهان دانش پاژ داستان‌هایی مرتبط با موضوع همدلی در کودک و نوجوان معرفی کرده است که در ادامه می‌آید. با انتخاب هر عنوان از کتاب‌ها، می‌توانید به خلاصۀ داستان، بحث و گفت‌وگوهایی دربارۀ چگونگی استفاده از داستان و پرسش‌هایی دربارۀ محتوای آن دسترسی داشته باشید.