عنوان: داینای عصبانی (مجموعۀ دایناسورها هم احساس دارند)
نویسنده: برایان موزس
تصویرگر: مایک گوردن
مترجم: محبوبه نجف‌خانی
ناشر: زعفران، کتاب‌های زعفرانی، 1395
تعداد صفحات: 32
گروه سنی: 1-6 سال

کتاب داینای عصبانی، دربارۀ آنا، دایناسور کوچولو است، که بیشتر اوقات عصبانی می‌شود. هرچیزی می‌تواند او را عصبانی کند، این که چرا نمی‌تواند برنامۀ محبوبش را در تلویزیون تماشا کند؟ چرا خواهر یا برادرش در مدرسه جایزه گرفته‌اند و او نگرفته است؟ چرا برادرش می‌تواند کاری را انجام دهد که او نمی‌تواند؟ و… همۀ این‌ها آنا را حسابی عصبانی می‌کند. گاهی هم بی‌دلیل عصبانی می‌شود، آن‌وقت غرش می‌کند، پاهایش را به زمین می‌کوبد و گاهی هم به جان وسایل خانه می‌افتد؛ ولی بعد پشیمان می‌شود زیرا فکر می‌کند نکند دیگران فکر کنند مغزش معیوب است.

مادرش به او می‌گوید که گاهی از دست کارهای آنا عصبانی می‌شود اما قبل از این که حرفی بزند از یک تا ده می‌شمارد یا نفس‌های عمیق می‌کشد تا آرام شود. بعد پیشنهاد می‌دهد آنا هم از یک تا ده بشمارد، به چیزهایی که دوست دارد فکر کند یا به کارهایی که بلد است خوب انجام دهد. این‌طوری می‌تواند عصبانیتش را کنترل کند. پدر آنا هم اعتراف می‌کند که گاهی اوقات عصبانی می‌شود اما وقتی از یک تا ده می‌شمارد از عصبانیتش کم می‌شود.

مادر می‌گوید که هروقت عصبانی شد می‌تواند با آن‌ها دربارۀ چیزی که عصبانی‌اش کرده است، گفت‌وگو کند. آنا با شنیدن حرف‌های پدر و مادرش تصمیم گرفت وقتی عصبانی می‌شود از یک تا ده بشمارد، به چیزهایی که دوست دارد یا به کارهایی که بلد است، فکر کند. برای همین پس از مدتی توانست عصبانیتش را کنترل کند.

در مطلب کنترل هیجان در کودک والدین گفته شد که روش‌های مختلفی برای کنترل هیجان وجود دارد و والدین می‌توانند آن‌ها را به کودکشان بیاموزند تا بتواند در زمان عصبانی شدن هیجان خود را کاهش دهد، فکر کند و ارتباط مؤثری با دیگران داشته باشد. در کتاب داینای عصبانی مادر آنا به سه روش برای کنترل عصبانیت اشاره می‌کند، یعنی آرام‌سازی خود با شمردن اعداد، فکر کردن به چیزهای که برای کودک خوشایند است و گفت‌وگو دربارۀ موضوعی که او را عصبانی کرده است.

ارتباط بین کودک و والد در کتاب داینای عصبانی، ارتباطی نزدیک و سالم است، برای همین کودک به‌راحتی می‌تواند دربارۀ مشکلش با آن‌ها صحبت کند. نکته دوم همدلی پدر و مادر با کودک است، آن‌ها توضیح می‌دهند که بعضی وقت‌ها خودشان هم عصبانی می‌شوند و اصلا عصبانیت، حسی طبیعی است، ولی مهم این است که انسان یاد بگیرد با روش‌های مختلف خود را کنترل کند. والدین آنا ابتدا با همدلی خود را به قرزندشان نزدیک‌تر می‌کنند، سپس او را با راه‌حل‌های ممکن آشنا می‌کنند. همچنین در ضمن تعریف خاطره‌ای از خودشان شیوۀ خودکنترلی را آموزش می‌دهند. به‌طور مثال مادر به آنا می‌گوید وقتی تو آبرنگت را روی فرش ریختی من از دستت بسیار عصبانی شدم اما قبل از هر برخوردی، از یک تا ده شمردم و این به آرامش من کمک کرد.

ویژگی قابل‌تأمل دیگر پدر و مادر در کتاب داینای عصبانی، گفت‌وگوی همپای آن‌ها با کودک است. حتی مادر به آنا پیشنهاد می‌دهد دربارۀ چیزی که او عصبانی می‌کند با آن‌ها گفت‌وگو کند. در این داستان اهمیت گفت‌وگو در تغییر رفتار کودک، برقراری ارتباط سازنده و صمیمی بین والد و کودک، اثر آن در کاهش هیجان‌های مخرب و در نتیجه به آرامش رسیدن او را به‌خوبی نمایان است.

در انتهای داستان هم آنا با به‌کارگیری روش‌هایی که والدین او به آن اشاره کرده‌اند می‌تواند عصبانیتش را کنترل کند. خواندن و گفت‌وگو دربارۀ چنین داستان‌هایی به کودکی که زود کنترل خود را از دست می‌دهد و واکنش‌های غیرعقلانی دارد، کمک می‌کند با استفاده از همانندسازی با شخصیت داستان رفتار خود را قضاوت و کنترل کند.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر می‌تواند ماجراها را برای خودش تحلیل کند و در شرایط مناسب از تجربۀ داستان استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ کتاب داینای عصبانی باشد.

  • رفتاری‌های آنا در خانه و مدرسه چگونه بود؟‌
  • آیا آنا دوست داشت که چنین رفتاری داشته باشد؟
  • مادر و پدر آنا برای کنترل خشمش چه راه‌هایی او پیشنهاد کردند؟
  • آیا تابه‌حال عصبانی شده‌ای؟ موقع عصبانیت چه رفتاری داشتی؟‌ آیا این واکنش درست بوده است؟‌ به‌نظرت راه‌حل دیگری به‌جز عصبانی شدن وجود داشته است؟
  • به‌جز راه‌هایی که برای کنترل عصبانیت در این داستان پیشنهاد شد، چه راه‌های دیگری می‌شناسی؟
  • به نظرت کدام روش بیشتر مشکل را حل می‌کند؟ عصبانی شدن یا آرام بودن؟