عنوان: آلفونس ابری، آیا این یک هیولا است؟
نویسنده و تصویرگر: گونیلا بریستروم
مترجم: نسرین وکیلی
ناشر: صدا، 1385
تعداد صفحات: 28
گروه سنی: 7-9 سال
داستان «آلفونس ابری، آیا این یک هیولا است؟» دربارۀ پسری به نام آلفونس است؛ یک بار وقتی آلفونس در حال بازی در زمین بازی بود، توپش را آن قدر محکم شوت کرد که پسربچۀ توپ جمعکن نتوانست توپ را پیدا کند، آلفونس با عصبانیت به او گفت: «توپ مرا تو برداشتی!» پسربچه قبول نکرد، آلفونس که خیلی عصبانی شده بود با مشت به صورت او کوبید.
آن شب آلفونس از ناراحتی نتوانست بخوابد، به ماجرای زمین بازی فکر میکرد و خیلی از رفتار خود پشیمان بود و فکرهایش دربارۀ کاری که کرده بود تبدیل به هیولایی سیاه زیر تختش شده بود. او روز بعد ماشین زرد موردعلاقهاش را برداشت و همهجا را به دنبال پسربچه گشت. آلفونس میخواست ماشینش را به پسر بدهد و با او آشتی کند اما هیچجا پیدایش نکرد. شب دوباره همان افکار و هیولای زیر تخت او را نگران میکردند.
پس از چند روز، آلفونس دیگر دوست نداشت بازی کند و هیچچیز او را خوشحال نمیکرد. تا این که روزی وقتی برای خرید رفته بود، به طور اتفاقی پسر را در صف خرید دید، خیلی خوشحال شد. پسربچه با دیدن آلفونس ترسید و فکر کرد که دوباره میخواهد او را بزند، اما آلفونس به پسر گفت که میداند خودش مقصر گم شدن توپش است و آنها با هم آشتی کردند.
«من توپ را محکم زدم و گم شد، این که تقصیر پسربچه نبود، چرا باید بچۀ کوچک تر از خودم را بزنم؟ اگر حالش بد شده باشد چی؟»
این خودگویی، نجواهای درونی آلفونس کوچک است در داستان «آلفونس ابری، آیا این یک هیولا است؟» که پس از ماجرای زمین بازی، رفتار خودش را زیر ذرهبین برد و متوجه شد اشتباه کرده است. گرچه او نتوانست در هنگام بازی مراقب احساسش باشد، اما پس از آن ماجرا، مدام این فکرها را با خود مرور میکرد و در نهایت تصمیم گرفت اشتباهش را با عذرخواهی از پسرک جبران کند. رفتار آلفونس نشان میدهد که گرچه در ابتدا از تفکر مراقبتی بیبهره بود و رفتار خشونتآمیزی با توپ جمعکن داشت، ولی با تفکر بیشتر، به مشکل خود پی برد و در پی جبران آن برآمد.
عکسالعمل هیجانی آلفونس و پیشبینی نکردن پیامدهای رفتارش نشان میدهد که او نیاز به فراگیری تفکر مراقبتی دارد و باید تمرین کند. کسانی که تفکر مراقبتی در آنها رشد یافته است میتوانند در هنگام وقوع حادثه، ماجرا را در ذهن خود تجزیه و تحلیل و سپس رفتار درست را انتخاب کنند.
گرچه آلفونس کوچک به دلیل تجربۀ اندکش همان موقع نتوانست مراقب رفتارش باشد و به نتایج عملش فکر نکرد اما پس از مدتی توانست اشتباهش را جبران کند. پرورش تفکر مراقبتی در کودکان از آسیب زدن به دیگران و حتی خود آنها جلوگیری میکند و با پرورش این توانایی، بر استقلال عمل کودکان افزوده میشود، کودکانی که توانستهاند این توانایی را تا حد قابل قبولی به دست آورند، عجولانه و بدون تفکر تصمیم نمیگیرند و در موقعیتهای مختلف عملکرد عقلانی و منطقیای دارند.
برای استفاده از داستان «آلفونس ابری، آیا این یک هیولا است؟» در بحث و گفتگو میتوانید از پرسشهای زیر استفاده کنید:
- چرا آلفونس، پسربچه را کتک زد؟ به نظر شما کارش درست بود؟
- اگر شما جای آلفونس بودید، چه میکردید؟ اگر جای پسربچه توپ جمعکن بودید، چه رفتاری داشتید؟
- آیا پیش آمده با کسی دعوا کنید؟ اگر دعوا کردهاید، پس از دعوا چه احساسی داشتید؟
- آیا به احساس کسی که با او دعوا کردید فکر کردهاید؟
- اگر پس از دعوایی متوجه شدید که شما مقصر بودهاید، چه رفتاری انجام دادید؟
- اگر همان برخورد تکرار شود، چگونه رفتار خواهید کرد؟ چرا؟

درج دیدگاه