عنوان: خودنویس آبی و گل سرخ
نویسنده: محمود کیانوش
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1392
تعداد صفحات: 40
گروه سنی: 12-15 سال
خلاصۀ کتاب خودنویس آبی و گل سرخ
احمد کلاس ششم ابتدایی را میگذارند و فرزند حاجی رضا، خواروبارفروش محله است. او یک اسکناس ده تومانی (که در زمان نوشتن کتاب ارزش نسبتا خوبی داشته است) روی زمین پیدا میکند. او همیشه آرزوی داشتن یک خودنویس واترمن را داشت، اتفاقاً قیمت آن خودنویس هم دقیقا ده تومان بود، پس فکر میکند خدا این پول را سر راه او قرار داده است؛ اما ناگهان چهرهاش درهم میشود و با خودش میگوید: پول که از آسمان نمیافتد شاید این پول متعلق به یک کارگری باشد که برای اربابش خرید میکرده است.
اجمد میداند پولی که در خیابان افتاده باشد مال دیگران است. از طرفی روزی را هم به خاطر میآورد که مادرش یک اسکناس یکتومانی را پیدا کرده است و آن را داخل کیفش گذاشته است. با یادآوری این خاطره کمی خوشحال میشود. باز یاد چهرۀ غمگین خانم چادری میافتد که برای پیدا کردن پولش از آنجا رد میشود.
احمد برای اینکه پول را خرج کند یا به صاحبش بازگرداند دچار یک کشمکش درونی میشود و چندین روز برای پیدا کردن صاحب پول یا همان زن چادری به همان مکان میرود. اما آن زن را پیدا نمیکند. او که دچار آشفتگی، اضطراب و کابوسهای شبانه شده است، پس از مدتی کلنجار رفتن با خودش در نهایت تصمیم میگیرد موضوع را با پدرش که حلال و حرام را بهتر از او میداند در میان بگذارد. او به پدرش میگوید که دوستش پول را پیدا کرده است. پدرش بعد از این که مطمئن میشود دوست احمد برای پیدا کردن صاحب پول تلاشش را کرده است میگوید بچهها آن پول را حرام میکنند، برای همین باید آن را به پدرش بدهد. او حتی مثال میزند که اگر بچهای شیشهای را بشکند، پدر بچه باید خسارت بدهد، بچه هم باید اگر پولی را پیدا کرد به پدرش بدهد.
احمد از شنیدن حرفهای پدرش متعجب میشود و با خودش میگوید: وقتیکه مامان آن پول را پیدا کرده بود خدا آن را جلوی پایش انداخته بود، اما اگر بچه پول را پیدا کند، شیطان جلو پایش انداخته است؟ نمیتواند منطق پدر و مادرش را درک کند. در نهایت با آرزوی این که وقتی بزرگ شد خودش یک خودنویس واترمن خواهد خرید، در یک جای خلوت اسکناس را آتش میزند. بعد از سوزاندن اسکناس، احمد احساس سبکی میکند، نفس عمیقی میکشد و بهطرف مدرسهاش راه میافتد.
گفتوگو دربارۀ کتاب خودنویس آبی و گل سرخ
شاید اتفاقی که برای احمد، نوجوان داستان، پیش آمد ساده جلوه کند ولی نمونۀ خوبیست که نشان میدهد آشنایی با فلسفه چگونه میتواند به آرامش فرد کمک کند. کتاب خودنویس آبی و گل سرخ نشان میدهد که چهطور احمد بین معیارهای ظاهری پدر و مادر و رفتارشان تضاد و تناقض میبیند. اگر او با معنی اخلاق، راستگویی، نیازمندی و همدلی بهخوبی آشنا بود، میتوانست سریع و بدون تردید تصمیم بگیرد ولی تفاوت در صحبتهای مادر و طمع پدر موجب سردرگمی او شد. همانطور که در یادداشت هوش اخلاقی خواندید کسانی که هدایتگر نوجوان هستند باید خود با منطق، فلسفه و هوش اخلاقی آشنا باشند و در زندگی واقعی از این آگاهی استفاده کرده باشند.
فلسفه بر پایۀ شناخت واقعیت و آگاهی شکل میگیرد. اخلاق، کلیۀ صفات بد و خوبی است که انسان کسب میکند. مادر اگر آگاهی کامل نسبت به اخلاق خوب میداشت، تضادی در رفتار و صحبتهایش نبود. همچنین پدر نیز به وظایف اخلاقی انسانی آگاهی کافی ندارد. احمد تا حدودی با اصولی از اخلاق درست آگاه شده است ولی این آگاهی مختصر مانع از آن است که بپذیرد پول را برای رسیدن به آرزوی خود هزینه کند. پدر و مادر احمد باید میتوانستند شرایطی فراهم کنند که این اصول در فرزندشان نهادینه شود ولی چنین نمیشود و برعکس بیشتر برایش ابهام و سردرگمی به وجود میآورد، بهگونهای که سردرگمش میکند. در نهایت نیز برای رهایی از این سردرگمی، راهی بهجز پاک کردن صورت مسأله و فرار از چالش ذهنی ندارد، برای همین اسکناس را آتش میزند. آشنایی با فلسفه و درونی شدن فرهنگ درست به کودک و نوجوان کمک میکند اصول اخلاقیای را، که باعث آسایش و آرامش انسان است، تبدیل به باورهای خود کند تا بتواند بر پایۀ آنها راحتتر مسألهها و دغدغههایش را قضاوت کند و برایشان تصمیم مناسب بگیرد.
کتاب خودنویس آبی و گل سرخ بستر مناسبی برای گفتوگو با کودک دربارۀ اصول اخلاقی، مفهوم صداقت، همدلی و نقش فلسفه و هوش اخلاقی در آرامش زندگی به وجود میآورد. همچنین، این داستان میتواند به والدین نشان دهد که باورها و رفتارهای آنها چگونه نقش مهمی در شکلگیری ساختارهای ذهنی کودک و نوجوان و سلامت آیندۀ آنها خواهد داشت.
با گفتوگوی پس از داستان، کودک راحتتر ماجراها را برای خودش تحلیل میکند تا در شرایط مناسب از آنها استفاده کند. پرسشهای زیر میتواند آغازگر گفتوگو دربارۀ کتاب خودنویس آبی و گل سرخ باشد.
- اولین لحظهای که احمد پول را پیدا کرد چه حسی داشت؟ چه فکری دربارۀ آن پول کرد؟
- چه چیزی احمد را از خرج کردن پول و خریدن چیزی که آرزویش را داشته است، بازمیداشت؟
- احمد با پول چه کرد؟ چه راههایی را امتحان کرد؟
- آیا فکر و عمل پدر و مادر احمد درست بود؟ چرا؟
- آیا پیش آمده است چیزی را پیدا کنی که خیلی خوشحالت کند و دوستش داشته باشی؟ چه کردهای؟
- اگر جای احمد بودی با آن پول چهکار میکردی؟
- بهنظرت احمد چه راههای دیگری داشت؟ کدامیک بهتر بود؟
تماس با ما
اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، میتوانید برای تعیین وقت و گفتوگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:
09150708580

درج دیدگاه