عنوان: آلفونس دزده!
نویسنده: گونیلا بری ستروم
ناشر: صدا، 1382
تعداد صفحات: 32
گروه سنی: 6-9 سال
خلاصۀ کتاب آلفونس دزده!
آلفونس و دوستانش با همدیگر کلبۀ درختی ساختهاند. در یک روز آفتابی و خوب میلا با عصبانیت نزد آلفونس میآید و سر او فریاد میزند: «کلید کلبه کجاست؟» و او را دزد خطاب میکند. آلفونس عصبانیت میلا را درک میکند و سعی میکند با خنده و صدای محبتآمیز از عصبانیت او کم کند؛ اما میلا گوش نمیکند و باز هم سر او فریاد میزند و با عصبانیت ترکش میکند.
آلفونس از این که میلا نمیتواند به او اعتماد کند، خیلی ناراحت میشود. او تلاش میکند روزی که با ویکتور در کلبه بوده است را برای یافتن کلید بهیاد بیاورد اما نمیداند چه بر سر کلید آمده است. آلفونس با خودش فکر میکند که اگر دیگران نیز چون میلا به او اعتماد نکنند و فکر کنند کلید را او دزدیده است، ممکن است تمام دوستان خود را از دست بدهد و تنها شود. از اینرو تلاش میکند تا هرطور شده کلید را پیدا کند. او همهجا را دوباره میگردد اما کلید را نمییابد. آلفونس روز بعد با خود فکر میکند این خیلی بد است که حتی یک نفر هم او را مثل گذشته نشناسند و همیشه تنها بماند. باز هم به کلید فکر میکند و دوباره برای یافتن آن تلاش میکند.
در این هنگام صدای فریاد میلا را میشنود که خبر میدهد، کلید در لانۀ کلاغ بوده است. میلا به طرف بچههای دیگر میرود و خبر پیدا شدن کلید را میدهد و میگوید که کار آلفونس نبوده است. با این که دیگران خوشحال میشوند اما خیالشان راحت نیست و نمیدانند حرف میلا، دوست نزدیک آلفونس، را باور کنند یا دزدیِ آلفونس را. آلفونس اینبار با خودش میگوید اشکالی ندارد، هرجور دلشان میخواهد فکر کنند. او اکنون مثل گذشته سرحال است چون حالا حداقل یکی هست که میداند آلفونس همان آلفونس همیشگی است.
گفتوگو دربارۀ کتاب آلفونس دزده!
بخشش و روحیۀ بخشنده داشتن، موجب میشود که فرد احساس درونی خوبی در زندگی داشته باشد. در این داستان رفتار آلفونس نسبت به میلا که به او تهمت زده، قابل تأمل است. با وجودی که بیشتر هم سن و سالهای آلفونس به او تهمت دزدی میزنند، او رفتار پرخاشگرانه ندارد و برعکس بیشتر کودکان به دوستش نمیگوید خودت دزدی، یا دعوا نمیکند که چرا به من تهمت میزنی؟ او با همدلی با میلا برخورد میکند و اطمینان دارد که دوستش اشتباه میکند، برای همین به دنبال کلید میگردد. پس از این که میلا کلید را پیدا کرد نیز خوشحال میشود. آلفونس میلا را بهخاطر تهمتهایش سرزنش نمیکند، بلکه به راحتی از خطای او میگذرد. با وجودی که میداند این حرفها روی بقیه تأثیر گذاشته است دوستان دیگرش هنوز باور نکردهاند او دزد نیست، هیچ تأثیری در شادمانیاش نمیگذارد.
ارزشهایی که برای آلفونس مطرح است و نیز شیوۀ تفکر او در رفتار او، یعنی بخشیدن کسانی که به او تهمت زدند تأثیر دارد. این داستان نشان میدهد که اگر کودکی با اصول اخلاقی آشنا شود و تفکر او رشد یابد به راحتی میتواند در موارد مشابه آلفونس، تصمیم بگیرد و رفتاری متناسب و عقلانی داشته باشد. تواضع و وسعت نظر آلفونس به او کمک می کند که دوستی برایش مهمتر باشد تا واکنش به تهمتهای نابجا، یعنی برایش مهم نیست که دیگران چه فکری دربارهاش میکنند، همین که خودش و بهترین دوستش بدانند که او دزد نیست برایش کافی است.
این نوع تفکر و رفتار مبتنی بر آن موجب میشود که آلفونس احساس خوبی داشته باشد و زندگی را به کام خودش و دیگران تلخ نکند. آموختن نگرشهای اخلاقی به کودکان، به آنها معیارهای درستی برای قضاوت دربارۀ خود و تصمیم برای سبک رفتار و زندگی میدهد. از خواندن کتاب آلفونس دزده! و گفتوگو دربارۀ آن میتوانید برای آموزش اخلاق و بخشش به کودک و نیز آگاهی از چگونگی تفکر کودکتان در این زمینه استفاده کنید.
با گفتوگوی پس از داستان، کودک راحتتر ماجراها را برای خودش تحلیل میکند تا در شرایط مناسب از آنها استفاده کند. پرسشهای زیر میتواند آغازگر گفتوگو دربارۀ کتاب آلفونس دزده! باشد.
- بهنظر میلا چه کسی کلید کلبه را برداشته بود؟
- هنگامی که میلا به آلفونس را دزد خطاب کرد، آلفونس چه عکسالعملی نشان داد؟
- آلفونس پس از پیدا شدن کلید چه رفتاری انجام داد؟
- اگر بهجای آلفونس بودید و کسی به شما تهمت دزدی میزد چه واکنشی نشان میدادید؟
- آیا وضعیت مشابهی برای دوستان و اطرافیان شما رخ داده است؟ آنها چه واکنشی داشتند؟ بهتر بود چه واکنشی میداشتند؟
تماس با ما
اگر در این زمینه نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره دارید، میتوانید برای تعیین وقت و گفتوگو با مشاوران مجرب ما در کلینیک کیهان دانش پاژ تماس بگیرید:
09150708580

درج دیدگاه