عنوان: نخ نامرئی
نویسنده: پاتریک کارست
مترجم: آناهیتا حضرتی کیاوندانی
ناشر: پرتقال، 1401
تعداد صفحات: 37
گروه سنی: 6-8 سال

خلاصۀ کتاب نخ نامرئی

لیزا و جرمی دوقلوهایی هستند که در خوابی آرام فرورفته‌اند. ناگهان صدای رعد و برق و طوفان آن‌ها را از خواب بیدار می‌کند. آن دو با ترس و اضطراب پیش مادرشان می‌روند .مادرشان می‌گوید: «نترسید این سروصدای طوفان است به اتاقتان برگردید، هر اتفاقی بیفتد ما کنار هم هستیم».

بچه‌ها می‌پرسند: «چطور می‌شود؟ وقتی تو این‌جا هستی و ما در اتاق؟»

مادرشان با دستش چیزی را نشان می‌دهد و بیان می‌کند این نخ نامرئی که از عشق ساخته شده است، همۀ ما را به هم وصل می‌کند و همیشه با ماست. وقتی از هم دور هستیم عشقی که به یک‌دیگر داریم به‌وسیلۀ این نخ ما را به هم وصل می‌کند. شاید نتوانید با چشم‌هایتان ببینید اما با قلبتان احساسش می‌کنید. وقتی در مدرسه هستید و دلتان برایم تنگ می‌شود، عشقتان این نخ را می‌گیرد، می‌آید و می‌چسبد به قلب من.

جرمی می‌گوید: «وقتی آن را برایمان پس می‌فرستی ما آن را با قلبمان حس می‌کنیم.»

بچه‌ها می‌پرسند: «این نخ تا کجاها می‌رسد؟»

مامان می‌گوید: «تا همیشه و همه‌جا.»

بچه‌ها دوست دارند بدانند آیا این نخ می‌تواند خودش را تا بهشت پیش عمو برایان هم برساند. مامان در جواب به آن‌ها اطمینان می‌دهد که تا آن‌جا هم می‌رسد. بعد پرسشی مهم در ذهن دوقلوها نقش می‌بندد و از مامان می‌پرسند: «وقتی از دستمان عصبانی هستی، این نخ از بین می‌رود؟»

مامان می‌گوید: «هرگز؛ زیرا عشق از نفرت قوی‌تر است.»

بعد از این گفت‌وگوها، با این‌که هنوز آن بیرون سروصدای طوفان بلند بود، بچه‌ها با خیال راحت به خواب عمیقی فرورفتند. آن‌ها توی خواب رویای همۀ نخ‌های نامرئی خودشان، دوستانشان و دوستانِ دوستانشان را دیدند و با تمام وجود فهمیدند که هیچ‌کس هیچ‌وقت تنها نیست.

گفت‌وگو دربارۀ کتاب نخ نامرئی

در یادداشت جلب اعتماد فرزندان (گفت‌وگو و تعامل) گفتیم که برای ایجاد حس اعتماد در کودکان بهتر است با آن‌ها گفت‌وگو کنیم. از کودکی به آن‌ها اطمینان دهیم که همواره در کنار آن‌ها هستیم و دوستشان داریم. همچنین باید متوجه شود که در شرایط گوناگون و حتی هنگام بروز اشتباه از سوی فرزند، علاقۀ ما به آن‌ها تغییر نخواهد کرد. در این صورت کودک و نوجوان اطمینان پیدا می‌کند که خانواده او را می‌پذیرند و درک می‌کنند. در چنین شرایطی است که توانسته‌ایم اعتماد او را جلب کنیم و کمک کنیم که دربارۀ خودش اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کند.

در کتاب نخ نامرئی مادر سعی دارد به بچه‌ها نشان دهد که در هر شرایطی، هرجا که باشد و هر چه‌قدر میان آن‌ها فاصله بیفتد او فرزندانش را دوست دارد و فاصلۀ میان آن‌ها تغییری در احساسش ایجاد نمی‌کند. مادر به بچه‌ها اطمینان می‌دهد که حتی وقتی از دست آن‌ها عصبانی است، علاقه و عشقی که به فرزندانش دارد از بین نمی‌رود. این رفتار او منجر به ایجاد حس اعتماد و اطمینان در بچه‌ها می‌شود.

باید توجه داشت که کمبود اعتماد و اطمینان در فرزندان منجر به بی‌ثباتی در رفتار فرزند می‌شود. در چنین شرایطی کودک و نوجوان نمی‌داند چه رفتاری از سوی او موردپذیرش والدین قرار می‌گیرد و در نتیجه احساس سرخوردگی، پوچی، بی‌ارزشی، ترس و اضطراب را تجربه می‌کند؛ احساسی که ممکن است به مرور زمان به کاهش اعتمادبه‌نفس، گوشه‌گیری یا حتی رفتارهای پرخطر منجر شود.

با گفت‌وگوی پس از داستان، کودک راحت‌تر ماجراها را برای خودش تحلیل می‌کند تا در شرایط مناسب از آن‌ها استفاده کند. پرسش‌های زیر می‌تواند آغازگر گفت‌وگو دربارۀ کتاب نخ نامرئی باشد.

  • چرا بچه‌ها نگران و مضطرب بودند؟ مادر چه‌طور آن‌ها آرام کرد؟
  • چه چیزی باعث می‌شود بچه‌ها و مادر همواره کنار هم باشند؟
  • چه شد که بچه‌ها با وجود ادامه داشتن طوفان، باز هم آرام به خواب رفتند؟
  • آیا تو چنین نخی را بین خودت و اعضای خانواده‌ات حس کرده‌ای؟ آیا این نخ فقط بین اعضای خانواده است؟
  • چگونه می‌توانی دوستی و صمیمیت را با کسانی که دوستشان داری حفظ کنی، حتی اگر از شما دور باشند؟