عنوان: پنگوئن کوچولو به حرف میآید (مجموعۀ کلاس کوچولوها – جلد 6)
نویسنده: زوزا وربوآ
مترجم: اشرف کریمی
ناشر: قدیانی، کتابهای بنفشه، 1378
تعداد صفحات: 24
گروه سنی: 6-9 سال
خلاصۀ کتاب پنگوئن کوچولو به حرف میآید
پیرز پنگوئن غمگین و ساکتی است که همیشه به گذشته، خانه و دوستانی که در قطب داشت، فکر میکرد. چون بیآن که دوست داشته باشد، او را به سرزمینی آورده بودند که زبانشان را یاد نداشت. در مدرسه هنگامیکه معلم نام او را صدا میزد یا دوستانش با او حرف میزدند، هیچ چیزی نمیگفت. او فقط با خواهرش به زبان خودشان صحبت میکرد. با این که معلم نیز زبان پیرز را نمیدانست اما همیشه در آخر داستانهای بلند پیرز مینوشت که بسیار خوب نوشته است.
هر وقت معلم نام پیرز را صدا میکرد، او بهجای «بله»، میگفت «آها». همکلاسیهای پیرز با شنیدن «آها» شروع میکردند به خندیدن. در کلاس نقاشی، پیرز همیشه تصویر خانهای که در قطب داشتند را میکشید و معلم از نقاشی او خیلی تعریف میکرد.
معلم دوست داشت پیرز را خوشحال کند؛ بنابراین در کلاس فیلمی دربارۀ قطب که خانۀ پیرز بود پخش کرد. هنگام تماشای فیلم، پیرز ناگهان فریاد زد: «آنجا خانۀ من است!» بچهها با تعجب به پیرز که به زبان آنها صحبت میکرد، نگاه کردند و همگی برایش دست زدند. پیرز از خجالت سرخ شد اما برای اولین بار خوشحال بود. او پیش از آن روز نمیدانست که میتواند به زبان آنها صحبت کند و فکر میکرد نمیتواند با آنها ارتباط برقرار کند.
گفتوگو دربارۀ کتاب پنگوئن کوچولو به حرف میآید
در یادداشت کودک خجالتی و گوشهگیر دربارۀ دلایل مختلف خجالتی بودن کودکان نوشتیم، تغییر محل زندگی و ناآشنا بودن کودک با محیط جدید نیز یکی دیگر از عواملی است که میتواند موجب گوشهگیری او شود. در این داستان پیرز از قطب به سرزمینی جدید آمده است، در این مکان جدید مردم با زبان متفاوتی صحبت میکنند و این ارتباط برقرار کردن با دیگران را مشکل میکند. برای همین پیرز بیشتر روزها ساکت و غمگین در گوشهای از کلاس مینشیند و با هیچیک از دانش آموزان ارتباط برقرار نمیکند. همچنین همکلاسیها روش پاسخگویی او را به تمسخر میگیرند (که میتواند معادل لهجه، گویش یا زبان دیگر تلقی شود). این وضع بیش از پیش او را به سکوت و کنارهگیری ترغیب میکند.
بالاخره همدلی و راهکار خلاقانۀ معلم او را از این شرایط نجات میدهد. پیرز با دیدن فیلمی که محل زندگیاش، یعنی قطب، را نشان میداد به وجد میآید و هیجانزده به همکلاسیها نشانش میدهد که کجا زندگی میکرده است، این هیجان باعث میشود او بالاخره بتواند به زبان آنها صحبت کند. در داستان اشاره شده که او نمیدانست میتواند به زبان آن منطقه صحبت کند. از این عبارت میتوان برداشت کرد که چون پیرز خود را نسبت به آنجا بیگانه میدیده است، برای ارتباط با دوستانش تلاش نمیکرد. اما فیلمی که معلم نشان داد باعث شد که او احساس کند به او و سرزمینش توجه میشود و او برای آنها ارزشمند است. این اقدام و تلاش معلم برای ارتباط با پیرز به او عزتنفس داد، برای همین توانست حس غرور خود نسبت به سرزمینش را نشان دهد.
کتاب پنگوئن کوچولو به حرف میآید، کتاب مناسبی برای گفتوگو با کودکانی است که به دلیل تغییر محل زندگی از کشور، شهر، مدرسه یا خانۀ خود دور شدهاند و این دوری باعث شده است علاوه بر خانه، دوستانشان را نیز از دست بدهند، در نتیجه به گوشهگیری و کمحرفی روی میآورند.
مربی، معلم و والدین با درک احساس کودک یا نوجوان و همدلی با او میتوانند ارتباطی سازنده برقرار کنند. در این راستا میتوانند به او نشان دهند که نهتنها دلتنگی کودک اشکالی ندارد، بلکه طبیعی و قابلدرک است. در واقع خواندن چنین داستانهایی و گفتوگو دربارۀ آنها میتواند دلگرمیای برای کودک باشد که بداند در این احساس تنها نیست ولی میتواند آن را مدیریت کند تا زودتر با شرایط جدید خو بگیرد و زندگی بهتری داشته باشد.
با گفتوگوی پس از داستان، کودک راحتتر ماجراها را برای خودش تحلیل میکند تا در شرایط مناسب از آنها استفاده کند. پرسشهای زیر میتواند آغازگر گفتوگو دربارۀ کتاب پنگوئن کوچولو به حرف میآید باشد.
- چرا پیرز غمگین و ساکت بود؟
- چه چیزی باعث شد که پیرز احساس بهتری نسبت به مدرسۀ جدیدش داشته باشد و به زبان آن منطقه حرف بزند؟
- به نظر شما چرا پیرز فکر میکرد که زبان آنها را بلد نیست؟
- تابهحال تو یا یکی از دوستانت احساسی مشابه پیرز داشتهاید؟ چهطور با شرایط کنار آمدهاید؟
- اگر یکی از دوستانت دچار دلتنگی شود، چگونه میتوانی به او کمک کنی؟

درج دیدگاه